زير چاك چشمان و پائين چانه ميماليدند و از همان سرخاب يا سرخاب پنبهاى ( پنبهى به سرخاب آلوده ) لبها را دالبر داده رنگين ميساختند و سپس به بقيه امور از جمله پوشيدن لباس لازم و ديگر كارها ميپرداختند .
فر
فر بر دو نوع بود . فر قشوى و فر لولهاى كه لولهاى آن وسيلهاى بود به شكل قيچى .
يك تيغهاش ميله و تيغهى ديگرش ناودانى شكل كه مو را در ميان گرفته لولهاى مينمود و فر قشوئى چيزى شبيه آن با تيغههائى پهن شيارشيار كه مو را پلهپلهاى ريز درست مينمود و صورت كار هردو به اين گونه بود كه دهانه آنها را گشوده به لبههاى لولهء چراغ واداشته پس از گرم شدن به كار ميبردند كه گاهى در اين آرايش چند لولهء لامپا ميشكست تا عمل فركارى تمام بشود ، مگر در جمعيت زيادتر كه يكى بانى شده همت كرده منقلى را آتش خاكه ذغال نموده به وسط بياورد ، چه حتما لازم بود آتش اين كار آتش خاكه ذغال باشد كه حرارت ملايم داشته فر زياد داغ نشده مو را نسوزاند و در آخر كه سرمه به چشمان كشيده يا مژهها را با روغن فندق سوخته يا چوبكبريت سوزانده سياه كرده دستى به ابروها براى گرفتن سفيدآبهاى اضافه كشيده با شانه آنها را بالا زده مرتب ساخته با عطر و گلاب خود را معطر و خوشبو ميكردند و آماده ورود شوهر ميشدند .
ارزش مو و مد آن
موى و زلف و گيسوان زن به چند صورت جلب مينمود : اول گيسوبلند كه آن را مقدم بر تمام محاسن ظاهرى زن ميدانستند كه هرچه پرپشتتر و بلندتر و پررنگتر ، به همان مقدار جالبتر و دلفريبتر و ارزشمندتر ميآمد و نامرغوبترين زنان و دختران آنهائى بودند كه موهاى كمپشت كمرنگ سست كوتاه داشته باشند و بدترين تنبيهات و سختترين اسناد به زن آن بود كه گيس وى را كوتاه