خداحافظى و سپس بسم اللّه كه با گفتن آن پا از اطاق و خانه بيرون نهاده پى كار و معاش بروند .
قاعدهى پوشيدن لباس
در پوشيدن لباس دستور بود كه اول از قسمت پائين بدن شروع كرده به بالا برسانند ، به اين ترتيب كه ابتدا شلوار را به پا نموده ، سپس پيراهن را به روى آن بكشند و بعد از آن قبا و ارخلاق « 13 » را پوشيده پس از آن كلاه را به سر بگذارند و روى آن عبا كه بر دوش انداخته ، در آخر كفش و هريك به اين قرار زير :
در پوشيدن هر تكه از لباس اول پاى چپ يا دست چپ و سپس پاى راست يا دست راست را در لباس بكنند ، و پوشيدن شلوار هم حتما بايد به صورت نشسته انجام پذيرد چه از معتقدات بود كه پوشيدن شلوار به صورت ايستاده سبب تنگدستى و رسوائى مىشود ، و ابتدا پاى راست در آن كردن شماتت دشمن ميآورد ، كه شايد فلسفهى سرپا نپوشيدنش آن بوده كه عورات خويش را از انظار مستور بدارند و فايدهء ديگرش آنكه : در كارها اگرچه پا كردن شلوار و به بر كردن كفش و كلاه رعايت نظم و ترتيب در زندگى در نظر داشته باشند .
هامش
- در ( پاشير ) با آب سرد و در خالى بودن خانه از مرد در حوض ميكردند . پولى برايشان از حلالترين و پاكيزهترين كه با آن اداى نذر و خرج زيارت و خير و خيرات و پختن حلوا و مثل آن براى اموات و مبرات ميكردند .
( 13 ) . ارخالق يا ارخلاق قباچه يا نيمتنهاى بود كه بعضى بجاى قبا به تن كرده رويش سردارى ميپوشيدند . اين لباس را غالبا داشمشدىها و اعيان و رجال ميپوشيدند كه در بعضى ساده و بعضى دور يقه و سرآستين و لبهء دامنيش را مليلهدوزى و زرىدوزى و سينههايش را بتهجقهاى ، سوزنزنى ميكردند . نيمتنهاى جلوباز بدون تكمه و جيب .