مىشود .
پينهدوز وقتى شنيد اين يك نوع از صبحانههاى ارباب مىباشد ، فكرى نموده و گفت : پس بگو ! اين وزير ، وكيلاه مثل ارباب تو كه اينهمه توى حرفهايشان غصهى مثل ماها را ميخورند و از آنطرف گردنشان هرروز كلفتتر و شكمشان جلوتر ميآيد از اينجور غم و غصهها ميخورند !
تكاليف بيرون آمدن از خانه
پس از صرف صبحانه وقت بيرون رفتن از خانه فراميرسيد كه شامل مسائل زير ميگرديد : اول تعويض لباس كه البسهء داخل منزل را كه پيراهن بلند و شلوار گشاد و عبا و شبكلاه « 10 » خانه بود با لباس بيرون تبديل نموده ( شال و كلاه ) « 11 » كوچه نمايند . دوم پرداختن پول جيب بچهها اگر بچهاى در كار بود . سوم گذاشتن خرج خانه در يك طرف طاقچه و گذاشتن پول حمام « اگر حمامكارىاى صورت گرفته بود » « 12 » در طرف ديگر طاقچه و در آخر . ابتدا
هامش
( 10 ) . شبكلاه عبارت از كلاهى دستباف به صورت عرقچين بود كه در خانه به سر ميگذاشتند و اين مخصوص سرما و زمستان نبود كه سر را از سرما حفظ بكنند ، بلكه در هر فصل و هر شرايط كه بايد با چيزى كلاهمانند سر را بپوشانند ، چه بدون كلاه بودن را اول عيب و عار و دوم باعث ماليخوليا و جنون ميدانستند ، حتى در هنگام خواب كه بايد چيزى به سر داشته باشند .
( 11 ) . لباس پوشيدن براى خارج شدن از منزل و مرتب كردن خود براى رفتن به طرف كار را شال و كلاه كردن ميگفتند . شالى كه بايد به كمر ببندند و كلاهى از حتميات كه بايد به سر داشته باشند .
( 12 ) . پول توجيبى بچهها يك شاهى ( يكبيستم ريال ) صد دينار بود و پول حمام زنها چهار پنج شاهى و اگر كسى دهشاهى گذاشته بود زنش را بسيار عزيز داشته دربارهاش ولخرجى نموده بود ، كه بعضى زنها تمام آن را پسانداز كرده غسلشان را با گرم كردن آب در خانه و -