حمامى و بقال كه بايد حوائج مردم را برآورده بكنند .
نانوا كه بايد تا سراغ نان بيايند نان داشته باشد و اگر كسى گرسنه و بىنان سر به بالين ميگذاشت نانوا مسئوليت خدائى داشت و حمامى كه بايد تون تابش آب حمام را براى صبح داغ و آماده بكند و بقال كه قاتق نان مردم مانند ماست و پنير و امثال آن را در اختيار بگذارد و قسمى كارگران فصلى مانند خياط و كفاش كه در شبهاى نزديك عيد و زمستان كه بايد لباس و كفش مردم را با شبكارى تهيه بكنند .
و اما در كسبهء سحرخيز كه از خود حمامى و نانوا هم زودتر به سر كار ميرفتند اول خميرگيرهاى دكانهاى نانوائى بودند كه بايد حداقل دو ساعت زودتر از اذان صبح به سر كار رفته خمير نان را آماده بكنند و كارگر كوزهانداز « 6 » حمام كه يكى دو ساعت جلوتر از بازشدن حمام به سر كار رفته مهر در خزينه « 7 » را برداشته كوزه در آن انداخته لجن و رويهاش را گرفته حاضر به استفادهاش نمايد و ديگر پزندگان صبحكار مانند كلهپز و آشى و فرنىپز كه اينان نيز جهت آماده ساختن متاع بايد پيش از اذان صبح به سر كار بروند .
بدهيد كه دير آمدهام
از دستههاى سحرخيز گدايان حريصى نيز بودند كه از اينان هم زودتر ميآمدند و
هامش
( 6 ) . كارگرى كه وسيلهى كوزهاى از مس كه آن را وارونه در آب خزينه فرو ميبرد لجن كف خزينه را ميكشيد . كوزهاى بزرگتر از هر كوزهى بزرگ ، با سوراخريزى كه براى مكيدن آب و لجن در ته آن تعبيه شده بود . كارى بس زورخواه و خطرناك كه با اندك بىاحتياطى كارگر بخاطر هواى درون بالا جهيده باعث صدمات شديد به سر و روى او ميگرديد .
( 7 ) . باز كردن در خزينه ، با برداشتن لنگهاى چندلائى كه جهت هدر نرفتن بخار و گرم ماندن آب در موقع تعطيل شدن حمام مسدود شده بود .