تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
همان اذان بود كه شنيدن بانگش ايمان را تازه و غم‌ها را از دل زدوده قلب را روشن مينمود . پس با اين ترتيب خفته‌اى در شهر يافت نميشد مگر اطفال صغير و بيماران بدحال و بسترى و غير مسلمين كه ناچار بيدار شده پس از خاتمهء اذان دو مرتبه به خواب ميرفتند و مسلمانى ديده نميشد كه با اذان صبح بتواند بيدار نشده در صحن حياط و كنار حوض جهت گرفتن وضو خود را به نمازگزاران متصل نگرداند و نبود منكرى كه نام مسلمان داشته بتواند خود را از خيل مسلمين بدور داشته دوگانهء يگانه را آن هم با صداى بلند كه به گوش همهء اهل خانه برسد بجا نياورد كه اول جزايش طعن و لعن اهل خانه و هر اطلاع‌يافته بود كه پوشيده و آشكار نثارش بكنند و دوم نسبت بيدينى و لا مذهبى و تارك الصلاتى كه به او چسبيده شده رطوبت تن و عرق بدن و آب دهان و لمس و مسش نجس معلوم شده به صورت بدتر از جهود و ارمنى بايد از او اجتناب بشود و در آخر اثر بىنمازيش كه ملاقاتش خلق را تنگ و روزى و معاش را دشوار و وجودش در هر خانه براى اهل آن موجب نزول هزاران مشكلات و گرفتارىها و انواع بلايا ميگرديد و در صورت استمرار كه ( بابى ) و بابىصفت معرفى شده مالش حلال و خونش مباح ميگرديد !

شروع به كار و دست كشيدن از آن

در اين صورت شروع كار كسبه و حركت به‌طرف كسب و كار از بعد نماز صبح يعنى اول آفتاب بود تا غروب آفتاب و همچنانكه شروع به كار در اول آفتاب را سبب بركت و خير و وسعت معاش ميدانستند ، بعد از اذان مغرب و در نور چراغ شب ادامه دادن به آن را موجب فقر و ناكامى و از اعمال شيطان ميخواندند و از آن احتراز ميجستند . مگر فلك‌زدگان و عيالمندانى كه نان به نانشان نرسيده ناچار به اضافه كار بعد از اذان مغرب و شبانگاه ميشدند و كسبه‌ى ناچارى مانند نانوا و