برآمدن آفتاب خود را مشغول داشته بعضى كه پس از آن نيز نيمچرتى زده ، كاهل نمازها دست و رو شسته ، بقيه به صرف صبحانه نموده ، مردها پى كار خود رفته زنها به كار خانه ميپرداختند .
لازم به توضيح است كه اذان صبح نه براى مؤذنين مساجد بلكه به دستور مبلغين براى هر مرد بالغ ، تكليفآور بود كه با هر اذان مسجد او نيز شروع به گفتن اذان بكند ، و ضمنا اقامهء « 4 » نماز را كه فراموش ننموده ، با اين دو كار براى خويش ، جهت شهادت در روز محشر كه از مؤمنين و نمازگزاران بوده جلب شهود بكند .
پس با شنيده شدن اولين صداى مؤذن ، مردان و مخصوصا جوانها از سر بامها و سالمندان از جلوى در اطاقها شروع به گفتن اذان ميكردند و در اين وقت بود كه بانگ و خروش ناگهانىشان در شهر پيچيده چنان كه گفتى اسرافيل به صور دميده و اين همان شور و ولوله بود كه نه هر خفته بلكه هر لول سياهمست را از خواب برانگيخته ، از ترس صاحبخانه ! « 5 » يا به ملاحظه ديگران به كنار حوض حياط جهت وضو ميكشيد ، « اگرچه نماز نداشته باشد » و در هر صورت اين
هامش
- كشيده ميگفتند سبحان اللّه ، و الحمد للّه ، و لا ، تا دانههاى تسبيح به آخر برسد و چنانچه آخرين شماره به سبحان اللّه رسيده بود آن را خوب و اگر به و الحمد للّه ختم شده بود ميانه و اگر ( ولا ) آمده بود بد ميخواندند .
( 4 ) . اقامه اذانى قصير بود كه پس از اذان جهت شروع نماز به زبان ميآوردند به اين قاعده : 2 اللّه اكبر ، 2 اشهد ان لا إله الا اللّه ، 2 اشهد ان محمد رسول اللّه ، 2 اشهد ان عليا ولى اللّه ، 2 حى على الصلاة ، 2 حىّ على الفلاح ، 2 حى على خير العمل ، 2 اللّه اكبر ، 2 لا إله الا اللّه و شروع به نماز با گفتن قد قامت الصلاة .
( 5 ) . تارك الصلاتى مهمان كسى شده بود و چون موقع نماز رسيد و اقامه بست چنين نيت نمود :
دو ركعت نماز از ترس صاحبخانه قربتا الى اللّه . و همچنين كه در خانههاى مستأجرى همه بايد تظاهر به نمازخوان بودن بكنند .