زمان كه سفر ايشان بازگشته خبر بردند كه جاى پاى آنها را خاك ريختهاند كه بعد از رفتنشان تطهير بكنند فهميدند كه فهم و شعور ما تا چه حد كار مىكند و ما چند مرده حلاج و از ما چگونه مىتوانند بار بكشند . در هر صورت اين عقيده كه پل اين مملكت و كلا ممالك امثال ما را آب برده است و از روزى كه عيسوىها على و معاويه را در برابر هم قرار داده ما را سرگرم اختلافات عقيدتى و مذهبى و شيعه و سنىگرى و مسائل آن ساختند ، و از آن زمان كه طعم لقمهى خيانت در كام دولتمردان و متنفذين اين ممالك جا گرفت و قرار شد ما را به ظواهر سرگرم بكنند معلوم شد در برابر سيلابمان قرار داده سهم برادرىشان را با ما تفكيك كردهاند . يعنى اين يك ذره دنياى اخى و اختراعات و اكتشافات و فرهنگ و صنايع و قانون و انضباط جان تمام كن آن از آن ما و آن جهان پرناز و نعمت تمام نشدنى از آن شما ، به اين معنى كه : از سطح خانه تا به لب بام از آن ما - از بام خانه تا به ثريا از آن تو . خيلى هم كه به ما ارفاق كنند مانند آن استاد كه شب چون مزد شاگردش را كف دستش مىگذاشت زير دستش مىزد تا پولهايش پخشوپلا شده صبح زودتر سر كار بيايد اگر ، بنا به مصلحت راهى را هم براى ما باز كنند و يا وضعى پيشآمده توانستيم خود سر و سامانى به امور خويش بدهيم با يك حقه سياسى و يك پشت پا به زمينمان زده به جاى بدتر از اوّلمان برگردانند كه تا دوباره بخواهيم خودمان را جمعوجور كرده به صورت اول درآوريم پنجاه سال ، صد سال طول كشيده به همانگونه كه قرنهاست با ما رفتار كردهاند : مگر دستى از غيب برون آمده كارى بكند . و بههمين خاطر بود كه كوچكترها را به نصيحت از دخالت در امور سياست پرهيز داده براى اغنايشان دهها دليل و شاهد و مثال مىآوردند .
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 276
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص٢٧٦