در پيش ديگران دست در بينى و دهان و گوش نبرده دندان خلال ننمايند و ناخن نگيرند و خلط نينداخته ، آب در دهان نگردانند و آروغ برنياورند كه صداى دهان بدتر از صداى دبر مىباشد چه اولى به اراده و دومى خارج ارادهء صاحب آن مىباشد . هرآينه در جمع نشستهاند كم حركت بوده ، جنبش بى جا نداشته باشند .
پرحرف نبوده زيادتر از گوينده بودن شنونده باشند و تا سئوال نشده پاسخ نياورند و چون پرسيده شد سخن را در دهان گردانده جواب سنجيده بگويند و در ميان حرف ديگران ندويده كلام گوينده قطع ننمايند و اگر موضوع و داستانى را هم بدانند تا انتها به آن گوش بدارند و ارائه دانش ننمايند و بيخ گوشى با كسى صحبت نداشته باشند .
احترام بزرگتر از خود را داشته اگرچه به يك ساعت از او بزرگتر باشد و به پيران احترام گذارده ايشان را معزز و مكرم بدارند كه بركتهاى جامعه ميباشند .
در اين صورت برايشان در قدم پيش نگرفته ، پيش سلام بوده ، قبول قول و اطاعت داشته ، در مجالس قبل از آنها وارد نشده در خروج پيشى نگرفته ، در سخن با آنها تشدد و تغير و تعصب نورزيده ، حق به جانب آنها داده اگرچه محق نباشند و در كارهاى دشوار رعايت حال ايشان داشته ، از خفت و تحقير ايشان برحذر بوده بدانند كه خود روزى دچار روزگار آنان خواهند گرديد و خداوند كسى را به پيرى و آبرو خواهد رسانيد كه حقوق پيران را رعايت كرده احترام ايشان را بر خويش فرض گرداند .
همچنين احترام استاد و معلم كه پدران ثانوى و روحانى بوده سعادت دنيا و آخرت آنها به دست ايشان مىباشد : از دستوراتشان تخلف نورزيده ، از صميم قلب محبشان بوده ، حضور و غيابشان را محترم داشته تعليمات و دستورات و تجربيات ايشان را كه برايگان در اختيارشان ميآيد مغتنم بشمارند . بدانند كسى ذو الفنون از مادر نيامده پرسيدن و جويائى را ننگ نشمارند و اين شعر از معركهگيرها كه گوشزدشان ميكردند :
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 257
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص٢٥٧