تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
كشيدن غذا تناسب غذا و جمعيت را در نظر گرفته كمتر از آنچه به او ميرسد بردارند . و بىحرص و ولع بخورند و با سه انگشت سبابه و شست و وسطى لقمه بردارند . لقمه به اندازه‌ى دهان و بلكه كوچكتر برگيرد و در خوردن حرص و ولع و شتاب نداشته باشند . چشم بدست و دهان اين و آن نيندازد و دولپى نخورند و هنگام خوردن صدا از دهان و گلوى و ظرف و مثل آن برنياورند و هنوز چيزى از اشتهايشان مانده دست بكشند و بعد از اتمام غذا الحمد للّه بگويند و در مهمانىها و مجالس ديگران تا همه دست از طعام نكشيده‌اند از سفره كنار ننشينند ، شايد معلول و بىدندانى در آن ميان بوده كه بايد غذا را بتأنى تناول نمايد و از كنار نشستن ديگران گرسنه بماند . در راه و كوچه و بازار و انظار مردم چيز نخورده دهان نجنبانند مبادا طفل و گرسنه‌اى را رغبت و اشتها به حركت آيد و آنگاه است كه او مسئول و مورد مؤاخذه خواهند بود . در مهمانىها كه تا از آنها دعوت به عمل نيامده پا نگذارند كه ( بدون دعوت به خانه خدا نبايد رفت ) يعنى تا اذان كه دعوت خداست گفته نشده پا به مسجد نبايد گذاشت كه مهمان بىدعوت قرب و آبروى خويش را ميريزاند و چون دعوت شدند اهمال نكرده تأخير و تعطيل ننمايند كه اين نيز نوعى بىادبى و عدم احترام به صاحب مجلس مىباشد و همچنين كه در مهمانىها خود را آراسته بهترين لباس را پوشيده با آن آبروى صاحب‌خانه را خريده ، در مجلس از سخنان لغو و بيهوده و جلف و سبكسرى و غيبت اين و آن و تظاهر به دانش و خودنمائى احتراز بكنند . چون مهمانى به آنها برسد او را معزز و محترم داشته از پذيرائى او كوتاهى ننمايند و دربارهء مهمان خست و لئامت روا ندارند كه مهمان روزى خود آورده و در خارج شدن غم و نكبت صاحبخانه را با خود بيرون ميبرد و به مهمان امر و نهى نكرده دستور و تكليف روا ندارند و ديگر در خوردن‌هاى او حكمت و طبابت به كار نياورده اين برايش خوب و آن برايش بد است ننمايند و هم بىاعتنائى ننموده و هم در پذيرائى الحاح و مبالغه از حد نگذرانند و مهمان را حبيب خدا بدانند .
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 256 | جعفر شهرى باف