مثالشان بود سه سرباز روسى و انگليسى و آمريكائى در رستورانى مشغول غذا خوردن بودند كه گربهاى پاى ميزشان آمده ( معو ) مىكند و يكى از آنها پيشنهاد مىكند هركس از خردل روى ميز به خورد گربه بدهد مهمان دو نفر ديگر باشد و تصويب مىشود . روسى گربه را لاى پا گذارده دهانش را باز مىكند و خردل را به زبانش ماليده دهانش را جفت مىكند و قهرا كه گربه خود را رهانيده با پف پفى همه را بيرون ميدهد و نوبت به آمريكائى رسيده خردل را به روى كباب ماليده به دهان گربه مىكند كه آن را هم گربه بيرون مىافكند و انگليسى گربه را گرفته خردل را با سر انگشت به مقعدش ميمالد كه گربه نه تنها از جهت سوزش آن خردلها را با زبان خورده پاك مىكند بلكه تا مدتها هم جاى آن را ليس مىزند .
پس ميگفتند هرگاه در نقطهاى ديده و يا شنيده شد كه كودتا يا مهاجمهاى شده ، تاختوتاز و بگير و ببند و حبس و غارت و مصادره همراه داشته بدانيد آن نيست مگر آنكه روسها در آن دخالت داشتهاند ، و هرگاه چنين امرى با قتل و كشتار ، همراه با فراوانى پول و فحشاء و فساد و آزادى كاذب و بىبندوبارى توأم بود آن را آمريكائى بدانيد و هرآينه بىسروصدا و بدون خونريزى و از طرف وجيهه الملّهاى ؟ ! مورد پسند عوام صورت گرفت يقين كنيد آن را انگليسيها ترتيب دادهاند ، از آنجا كه فهميدهاند يكى از اينها كار هزار فوج سرباز مىكند .
همچنين كه در جهت سياست مملكتى مىگفتند مثلا همين احمد شاه را با دربار و وزراء و مجلس و وكلايش بههمين شكل و وضع و قيافه در انگلستان درست كرده همه روزه شاه به صندلى نشسته آيند و روندگان به حضورش شرفياب شده گفت و شنيد و سئوال و جواب مىكنند . بههمين صورت همهء مملكت را كه از حاكمانش گرفته تا واليان و دهداران و كدخدايان و رؤساى ايلات و قبايلش كه همه را مثل خودشان ساخته مسائل جارى را تبادل نظر مىكنند . بههمين صورت دربارهء عزل و نصب و مرگومير و اجلهاى ناگهانى
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 260
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص٢٦٠