كثيف نباشد و روايت بود كه ائمه اطهار معمولا بهترين البسه را به تن ميكردند ، تا آنجا كه حضرت حسين ( ع ) در هنگام شهادت بهترين جبهء ديبا را به تن كرده بود و در طهارت و نظافت لباس تا آن حد تأكيد ميكردند كه حتى پاشيده شدن شتك آبى را به دامن لباس مار و عقربى ميگفتند كه اگر كسى در معرض شتك چيزى قرار گيرد و آن را نشسته تميز نكند به تعداد هر شتك در روز قيامت مار و عقرب بدامن او خواهد چسبيد . و مقدم بر همه خوبى كفش و كلاه و براى زن چادر و چارقد بود كه ميگفتند دشمن به پا و دوست بسر نگاه مىكند .
ديگر سنگينى و وقار لباس بود كه در درجه اهميت قرار ميگرفت ، چه براى پسران و مردان و چه براى دختران و زنان و بىادبترين و مطرودترين افراد كسى بود كه جامهى جلف تنگ پوشيده بدن يا قسمتى از آن را در معرض ديد بگذارد و براى پسران به ريش نرسيده بود كه زشت دوختترين البسه مخصوصا شلوار را به بر بكنند و براى دختران كه با بىجلوهترين آن خود را بپوشانند تا نظر ناپاكان را جلب ننموده و براى خواستگار و بيننده كه حمل ظاهرفريبى و خودآرائى و سبكسرى پوشنده نبوده باشد .
از آداب لباس پوشيدن بود كه هنگام تغيير لباس در برابر ديگران نبوده باشد و جاى تنها اختيار نمايند و لباس را به ترتيب از رو كنده از زير بپوشند و قبل از همه زير جامه و ساتر را به تن استوار بكنند و در بيرون آوردن كفش و جوراب نخست از پاى چپ شروع كرده و هنگام پوشيدن پاى راست را مقدم بدارند و تا پائين بدن را نپوشانده از زمين برنخيزند چه اينها دستوراتى است كه از بزرگان دين رسيده خلاف اين نكبت و كراهت ميآورد . خاصه با بدن عريان مدتى ماندن كه فقر و تنگدستى ميآورد .
غذا خوردن بود كه قبلا بايد دست و صورت خود را شسته اطراف دهان و انگشتان را از آلودگى پاك بكنند و سپس بسم اللّه گفته دو زانو بر سر سفره بنشينند و تا بزرگتر دست به طعام نبرده از دستدرازى اجتناب نمايند و موقع
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 255
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص٢٥٥