سوار خر بكنند .
براى دفع مگس زرنيخ را در شير حل كرده ميپاشيدند .
براى فرار موشها موشى را در مكان آنها ميسوزانيدند . « كه نگارنده آزار هيچ جاندار را دافع آزار نميداند » .
جهت گوشدرد و بيخوابى اطفال ريشهى عروسك پشت پرده را با نخ سرخ بسته به گوش او ميبستند .
براى آسانى زايش جعل را ميان نى گذاشته بر ران زائو بسته ، يا سنگ چخماق يا آهنربا بپاهايش ميبستند .
براى علاج زردى يرقان گشنيز را با سركه يا كاسنى را با سركه ميخوردند و ماهى بچههاى رودخانه و قنات بطور زنده بلع ميكردند .
علاج گزيدن سگ هار آن بود كه موى همان سگ را سوزانده بر جراحت آن بگذارند .
براى آبستنى زن نازا را مايه خرگوش و مغز خرگوش و تخم اردك خانگى ميدادند .
چارهى جلوگيرى بچهدار شدن زن آن بود كه بعد از پاك شدن از حيض هفت عدد عروسك پشت پرده بلع بكند .
سناى مكى ( برگ مسهل ) را دم كرده جهت روان شدن شكم با شير خشت ميخوردند .
براى به حال آوردن غشى با كارد فولادى خطى بدورش كشيده گلاب برويش زده كاهگل كهنهى آبزده به زير بينيش گرفته يا پنبه را سوزانده دودش را به دماغش ميرساندند .
براى عطسهى بىاندازه آب گوشت راستهاى را كه بر روى آتش نهاده باشند در گوش بيمار ميچكاندند و دچار سكسكه شده را سيلى بىخبر به گوش مينواختند . و دچار غذا در گلو گير كرده را با دست به پشتش ميزدند .
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 252
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص٢٥٢