بيست و يكم و بيست و سوم و سىام .
و اينها بود روزهاى نحس كه اگر به اولىها توجه نكنند بايد حتما به اينها توجه بكنند كه ضررشان چارهپذير نبوده ( نفوسى بدتر از حديثى مىباشد ) ! روزهاى اول و چهارم و ششم و نهم و سيزدهم و شانزدهم و هيجدهم و بيست و دوم و بيست و هفتم و بيست و هشتم !
كه لابد اگر به لجن و مبال هم افتاده باشند بايد صبر كنند تا روز خوب برسد !
احكام ستاره دنبالهدار
اگر اين ستاره در قبل از نيمهشب ظاهر ميگرديد دليل بود بر قتل و خونريزى و آشوب و قحط و كثرت دزد و بلاى رعايا و آفت و غرق كشتى و اگر بعد از نيمهشب ظهور مينمود خرابى شهرها و بدى حال مردم و فساد و فتنه و زيادى زنا و اراجيف و اكاذيب و هجوم ملخ را بايد انتظار داشته باشند .
كمان رستم
قوس و قزح كه كمان هفترنگ و كمان رستم و قوس اللّه و قوس الرحمانش ميگفتند و بدترين نام آن قوس و قزح بود كه به زبان آورند و اين نام شيطان بود كه نبايد تلفظ نمايند و مشهور بود كه عكس كوه قاف مىباشد كه به آسمان مىافتد : پس اگر داراى رنگ سرخ بود و قرمزى بر آن غلبه داشت دليل بر جنگ و خونريزى در آنسال بود و اگر زرد آن غلبه داشت دال بر بيمارى و اگر سرخ نيمرنگ ، نشانه مرگ مفاجا و اگر سبز ، فراوانى نعمت ميگرديد ، و در اين وقت يعنى پيدا شدن آن زنان هر كارى داشتند كنار گذاشته در روى بامها برابر آن به شانه كردن گيسوان ميپرداختند در اين اعتقاد كه شانه كردن مو در قوس و قزح باعث پرپشتى و بلندى آن مىشود .
آفتاب و باران
اگر آفتاب بود و باران ميباريد ميگفتند گرگ بچه ميگذارد و اطفال را از زير