تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
براى سفره و پوشيدنىهاى ارزشمند كه سر سفره ، با سر و وضع مناسب بايد باشد و پول‌هاى كلان جهت مخارج الواح و طلسمات و بخورات لازمه صورت ميدهد ، تا آنجا كه كم ميماند شاهزاده منصرف بشود . اما اين نه از آن لقمه‌ها بوده كه طرف بتواند از آن قطع طمع بكند ، چه قرارها گذاشته ، خلعت و پيشكش و انعام‌ها براى خاتمه‌ى كار به گوشش رسانيده قولش را گرفته بوده و لازم مىشود با محركات تازه برخورد بكند . محركاتى مثل اين‌كه اگر همه هستىاش را روى اين كار بنهد قيمت يك تكه از جهازى كه به خانه‌اش خواهد آورد و گنج‌هائى كه كليدشان را به دستش ميدهد نمىباشد ، بعلاوه‌ى چشم روشنىهائى كه در شب عروسى برايش ميآورند ، تا آخر سال سوم و مشاهده‌ى سرخوردگى مجدد شاهزاده كه مجبور به تمام كردن كار و راه انداختن عروسى مىشود . ابتدا دستور دوختن چند دست لباس فاخر به شاهزاده ميدهد و دستور اصلاح سر و روى و عطريات مختلف كه در هر مجالست خود را به نوعى به دختر نشان بدهد و جهت هرچه تيز كردن آتش اشتياق شاهزاده در هر جلسه حسنى از محاسن اين وصلت برايش ميآورد ، همراه وصف علاقه‌اش به شاهزاده كه چقدر مفتون او مىباشد ، و فقط اين مانده كسب رضايت كس و كار او بكنم و مشغول ميباشم ، و پس از انجام كار بر شاهزاده است تا چقدر بتواند دل عروس را بدست آورد ، چه خوى و خلق و خواست و نخواست آنها غير از آدميان مىباشد ، تا روزى كه شتابان و ذوق‌كنان به نزد شاهزاده رفته ، با دريافت مشتلق سنگين بشارت آماده شدن كار ميدهد و پس از اوصاف مجدد شكل و شمايل عروس از قد رعنا و توازن اندام و حركات نسيم‌وار و طره‌ى گيسوان و طاق ابروان و صدف گوش و چشمان شهلا و پسته‌ى دهان و طباشيربينى و نقره‌ى گردن و نار پستان و عاج بازوان و قلم انگشتان و موى ميان و كوه سرين و استواى ران و بىنشانى قدمين و غنج و دلال شكرين وكالت عقد از او گرفته شبى را براى جشن عروسى و زفاف