شيهه كشيدن اسب
اگر اسب به روى كسى شيهه ميكشيد هرگاه در بروج سعد مانند ثور و اسد و سنبله و ميزان و قوس و حوت واقع شده بود : بارى برايش ميرسيد . مال مييافت . هديه به او ميرسيد . خوشحال ميگرديد . به سفر ميرفت . شادى و بشارت به او ميرسيد . و هرآينه در بروج متوسط ميان سعد و نحس مانند حمل و جدى اسب شيهه كشيده بود جابجا ميشد . در انديشه فرو ميرفت . بفكر مىافتاد . چنانچه در بروج نحس امثال دلو و عقرب اتفاق افتاده بود در مخاصمه ميافتاد . درد به وى ميرسيد .
خاريدن كف دست
اين نيز مانند بالا از سعد و نحس بروج اثر ميگرفت كه نفع به وى ميرسيد . پول بيگمان به دستش ميآمد . يا عكس آنكه پول و مالى از دستش ميرفت يا دچار خصومت و دشمن ميگرديد .
فرود آمدن عنكبوت
به صورت بالا دليل بود بر : جاه ، سلامتى ، رسيدن نامه و خبر ، خريد ، سفر ، بهره از ميراث . يا جنگ و منازعه ، اندوه ، مزاحم .
ريختن چاى و قهوه به جامه
با شرايط گذشته ، خلعت به او ميرسيد . جامهء نو ميپوشيد . نقدينه بچنگ ميآورد .
زن نو ميگرفت . صاحب فرزند ميگرديد . سفر ميكرد . رخت تازه ميخريد . سود ميبرد . يا دچار همّ و غم ميگرديد . جامهاش به دزد ميرفت .
ديدن زنان روبسته و دختران روباز
با توجه به سعد و نحس بروج : در شق اول اشكال در كارهايش بهم ميرسيد .
دچار تهمت ميگرديد . نقصان به وى ميرسيد . كسى از او دلتنگ ميشد . گرفتار پرداخت جريمه ميگرديد . و در شق دوم منفعت ميديد . حركت مفيد ميكرد . بمراد ميرسيد .