كه يكى از اوليا اللّه در آن دفن بوده است . از آنجا كه سابقا قبرستانى ، مثل قبرستان ظهير الدوله بوده كه متشخصين در آن دفن ميشدهاند .
حمامى كه به اين خاطر نميتوانست آبش جنبش كند « 19 » و ضرر داده با آنكه حمام تميز خوش ساخت مرتبى بوده كسى نميتوانست در آن بند شده ، هرچند يك مرتبه اجارهدارى عوض مينمود ، تا آخر كه همراه زمين متروكهى بغلش كه از بقاياى قبرستان گفته شده بود به اختيار آتشنشانى گذارده شده ، اولين ادارهء آتشنشانى « كه آتشفشانىاش ميگفتند » در آن بوجود آورده شد .
ديگر مادر همسر دومم ميگفت وقتى خانهء خود ما مورد سنگباران قرار گرفت تا آنجا كه كار به كميسرى و نظميه كشيده شده پانزده شبانهروز چهار طرفمان روى بامها و از طرف كوچه ، سر و ته آن را آژان گذاشتند كه چيزى دستگيرشان نشده برشان گرداندند ، مخصوصا وقتى در روزهاى آخر دو نفرشان را در اطاقهائى كه زيادتر مورد اصابت قرار ميگرفت به كشيك و رسيدگى گذاشتند و يكيشان كلاهش هدف قرار گرفت و يكيشان كه به مسخره وارد صندوقخانه شده بود ، در خارج شدن در صندوقخانه به رويش بسته شده از همهسو سنگسار ميگردد ، تا در را براى بيرون آوردنش كه از ترس نيمهجان شده بوده از پاشنه بيرون ميكشند .
هامش
( 19 ) . سخنى حمامىها در رواج و كساد حمام داشتند كه آب خزينه بايد بجنبد ، يعنى بىحركت نباشد . از آنجا كه حمامها وسيلهء تطهير و آب مورد استفادهشان از خزانه بود و خزينه مخزن آبهائى بود كه مردم در آن غسل و خودشوئى ميكردند . در حمامهاى كوچك ، تنها يك خزينهى آب گرم و در حمامهاى بزرگ خزينهاى هم آب ولرم و در كاملترها چاله حوضى هم كه در آن آببازى ميكردند . و خزينهى آب گرمش توسط كورهاى بنام تون كه در آن آتش ميكردند گرم ميشد و خزينهى آب ولرمش كه از مجراى ارتباطى به خزينهى آب گرم نيمگرم ميگرديد . در فلسفهى جنبيدن آب خزينه هم اين سخن كه خزينهاى بايد گرم بشود ، چه يك نفر در آن رفته ، چه هزار نفر خرجش توفير نميكند ، به اضافهى مخارج ديگر كه چه به سر يك مشترى ، چه بسر هزار مشترى سرشكن مىشود .