آنكه دربارهشان كتابها نوشته شده فيلمها ساختهاند ، لاكن آنها كه مسموعات و مشاهدات و دريافتنىهاى اين بنده نگارنده را دربرداشتهاند ؟
در ميان نوشتهها ، جن يا وسيله يا موكلى كه پس از رياضت به اطاعت كنت مونت كريستو درآمده وسيلهاش انتقام از زن و دوستان خائن ميكشد . از كتاب تذكرة الاولياى شيخ عطار ، يا يكى مشابه آنكه عوارض پيرى به يقينش مشكوكم ساخته است ، گربهاى هميشه پاى درس شيخ يوسف نامى حاضر ميشده ، در خاتمه غيب ميشده ، ميگفته اين يكى از جنيان عاشق دروس و مباحثات او مىباشد .
از كتاب جامجم هندوستان : جوكىاى در دهلى كه به خواهش طرف معاملهى نويسندهاش كه بازرگانى سياح از طايفهء قاجار بوده به گونىاى رفته پس از ساعتى كه درش را باز ميكنند با كاسهى آش رشتهى داغى از آن خارج مىشود ؛ در حالى كه مگر رمقى از حيات در او باقى بوده و گفته آش را از خانهى بازرگان آورده است ! و پس از مراجعت بازرگان صدق سخن جوكى معلوم مىشود ، كه در آن روز در خانهاش آش رشتهپزان بوده ، يك كاسه از ظروفى كه در آن ، آش براى اين و آن كشيده بودهاند مفقود مىشود . همان كاسه كه بازرگان ، آن را با خود آورده بوده ، در مطابقت با تاريخ روزش كه يادداشت كرده بود .
دوم شنيدهها : حمام جنى در ناحيهء هفت كه ميگفتند هركه شب در آن بخوابد جنى ، يعنى غشى مىشود و افرادى عجيب و غريب ، اما به شكل و قيافهء آدميان ، با شاخ و سم و دم ، با قد و اندازههاى يك وجبى تا چند ذرعى كه در آن ديده شده است . جنزدههائى كه بخاطر خبط و خطاهايشان كه در عروسى جنها گريه و زارى و در عزايشان خنده و نشاط كردهاند ؛ قصهى قوز بالاقوز آن كه از اين گونه خلافكاران ساخته شده بود .
ديگر حمام جنى چهارراه حسنآباد . محل ادارهء آتشنشانى كه ميگفتند شبهاى جمعه از كورهى تون آن صداى سوختم سوختم بلند مىشود و اين تعبير
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 212
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص٢١٢