قليانگردانى
ديگر عملى بنام قليانگردانى بود كه اين نيز به كار يافتن دزد ميآمد ، البته بسان عمل لقمهگير به كار دزدهاى خانگى كه دزدگير كوزه قليانى خواسته و افراد طرف سوء گمان را يكيك برابر خود نشانيده دستور ميداد همانند او با نهادن سر انگشت سبابه به زير لبهى دهانهى كوزه قليان آن را بلند نموده نگاه بدارند . همراه اين تأثير كلام قبلى بر روى نگاهدارنده كه با بردن نام دزد كوزه قليان به طرفى گردش مىكند و شروع به خواندن سورهء ياسين نموده با رسيدن به هر ( مبين ) از آيات او به درون كوزه ميدميد و به كوزه قليان مينگريست . و در اينجا نيز روشن بود با تلقينات قبلى و هول و ولاى رسوائى رسيدن نام . چون نوبت نشستن به رباينده رسيده اسامى افراد ، با مبينهاى سوره به زبان دزدگير ميگذشت با ترس رسيدن نام ، همچه كه اسمش ميرسيد قهرا لرزه بر اندامش نشسته ، هرچه هم كه خوددار و تمرين آرامش كرده بود ، لرزش و حركتى هرچند نامحسوس از خود به ظهور مىرساند !
جنگيرهائى كه جنگيرهاى مزاحم را ميگرفتند ؟
از ديگر مراجعين به جنگيرها آنهائى بودند كه خانههايشان مورد اذيت و آزار جنها قرار گرفته بود ، مثل سنگ افتادن از طرفشان در خانه ، يا آتشپرانى يا جابجا شدن افراد ، يا اشياء ، يا حرف زدن و امر و نهى كردن و امثال آن .
در هر هفته و ماه سروصدائى برميخاست كه مثلا در فلان خانه در محلهى فلان به خانهى يكى سنگ مىاندازند ، يا آتش ميپرانند ، يا با اهالى آن خوش و بش نموده يا اوقاتتلخى ميكنند و يا جاى كسى را در خواب عوض كرده ، مثلا اگر در اطاق پايين خوابيده بود به بالاخانهاش بردهاند و يا جاى اسباب اثاثيهشان را عوض كرده ، رختخوابهاى رختخوابخانهشان را به اطاق مهمانخانه برده ، يا صندوق رخت يكى را به اطاق كس ديگر ، يا در گنجه « 17 » ى فلان را كنده بجاى
هامش
( 17 ) . دولابچه ، يا قفسهاى كه در ديوار يا جلوى يك درگاه ، يا طاقچه و زير طاقچهاى كار گذاشته شود .