تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
بياورند و خود به گزارش حال براى من برآمد كه چند شب است از ساعت ده به بعد به خانمان سنگ مىاندازند و حرفش تمام نشده بود كه صداى پرتاب سنگى از باغچه طرف راست پائين حياط برخاست كه به شاخه‌ى درختى خورده بود . گفت ديدى دروغ نميگويم و با خوشمزگى طبيعى اصفهانىگرى گفت اين همان جن‌هاى توأند كه خانهء مرا با خانه‌ى تو عوضى گرفته‌اند ، و يا تو اذيتشان كرده‌اى و از آنجا كه زورشان به تو نميرسد تلافيشان را سر ما در ميآورند و اضافه كرد ، كه اين بسته به حياط و درخت و در و پيكر آن نبوده كه كلى از شيشه ، بلور و شكستنىهاى ( رف ) و طاقچه‌ها را از بين برده‌اند . حياطشان حوض گردى در وسط و چهار باغچه‌ى نسبتا بزرگ در چهار گوشه داشت كه در باغچه‌اى كه سنگ انداخته شد كود مستراح تخليه شده بود . باغچه‌اى كه سالى يك مرتبه فضول جمع شده در چاه مستراحشان را كشيده براى رساندن رشوه به ديگر باغچه‌هائى كه سبزيجات ميكاشتند در آن ميريختند و هفته‌ى پيش كه اين كار تجديد شده هنوز بوى عفونتش فرو ننشسته بود . ابتدا نوعى شوخىاش انگاشتم كه خواسته خوشمزگى كرده مرا از بام پائين آورده كمى حرف بزنيم و سنگ را هم خودش دستور داده يكى پرت بكند . اما هنوز ذهن و حرفم به جواب آماده نشده بود كه ريگى به اندازهء بند اول شست به وسط بساط سماورمان افتاد و صداى شكستن ظرفى كه از اطاق پشت سرمان برخاست . زنش از ترس به او چسبيد و دختر ده ، يازده ساله‌اش خودش را به دامن مادرش انداخت و گفت ديدى دروغ نميگويم ! گفتم شنيده‌ام چنانچه از پاره‌هاى قرآن چيزى در كثافت و نجاست بيفتد در آن مكان سنگ‌اندازان مىشود و همينطور كه ميگوئى اين كار بعد از كشيدن چاه روى داده باشد ، از اسماء اللّه در باغچه افتاده بوده ، يا اهانتى مانند آن در خانه شده باشد و به هر صورت اگر از طرف من هم شده باشد ميگويم دورتان را قلم