ديگر كار گذارده . يا پول زير تشك يكى گذارده ، يا پول و طلاآلات كسى را برده . يا قربان صدقهى يكى رفته ، يكى را مورد غضب و تهديد و تشر قرار داده ، يا آتش به خانهى كسى انداخته ، بدون آنكه عاملينش ديده ، يا معلوم ، يا بتوانند معلوم بشوند و اكثرشان هم حقيقت گرفته بود !
البته اينها سواى راست و دروغها و يك كلاغ چهل كلاغ كردنهائى بود كه مثلا ، مانند از فلان گور در قبرستان ، يا تيون « 18 » حمام فلان ، شبها صداى سوختم سوختم بلند مىشود . يا فلانكس كه بىوقت به حمام رفته بوده عروسى ، يا عزاى جنها را ديده . بچهى فلان زن زائو ، يا عروس فلان داماد را عوض كرده . يا زن فلان را برده از شوهرش كه به گوشش يكسره ميگفتهاند طلاق او را خواسته . فلان نقطهى خانهى فلانكس را هرچه ميساخته خراب ميكردهاند !
راست و دروغهائى كه نه در آن زمان و در تهران رواج داشت ، بلكه بعدها و در اثر تحقيق و تجسسها و مطالعات و سفرهاى به خارج ايران و برخورد با خارجيان و ديدن فيلمها و خواندن نوشتههاى خارجيان در ميان ديگران هم مشابهاتشان هم ديده شنيده شد .
مثلا خانهاى كه مورد غضب روحى « كه آنها جماعت نهانىها را روح نام مىبرند » يا جمعى از افراد قرار گرفته بوده كه هركس آن را مالك ميشده نابودش ميكردهاند ، و يا فلان جواهر را هركه مالك ميشده تلفش ميكردهاند ، و يا روح فلانكس علاقه بستگان به همسرش را از ميان برميداشته است . يا مشاهدهى شبحى كه در كنار تلاقى معبرى مانع حركت وسايل نقليه ميشده است و از اين قبيل . مثل روح انتقامكش و روح مددرسان و روح فتنهگر و روح راهنما و امثال
هامش
( 18 ) . آتشخوان ، يا كورهء حمام .