اول سبابهاش از سر چوب كوتاه مىكند . دو نوبت خواستن خدمه هم به اين خاطر بوده كه چون با كوتاه ديدن چوب دزد معلوم مىشود بتواند از او مطالبه نمايد و او هم مجال پس آوردن داشته ، قضيه لوث بشود .
دزدگيرى دوم !
وقتى تعدادى ظرف نقره از سفارت روس مفقود مىشود و براى پيدا كردنشان آئينهبين مىبرند . آئينهبين عمل را به عذر اينكه چون صاحبشان غير مسلمان مىباشد و جن غير مسلمان را بچه طاقت ديدن ندارد شخصا متقبل مىشود و همه كاركنان را خوانده اساميشان پرسيده مينويسد و به آئينه نگاه مىكند و ميگويد از نشان دادن دزد عذر خواستهاند ، لاكن اگر به خود مال قناعت بكنيد دستور دادهاند و به ناچار كه قبول شده زمان عمل موكول به فراهم شدن وسايل مىشود .
وسايل كار دو زيرزمين تودرتو بوده و ديگ سفيد كرده و خروس سفيدى كه زمان عمل با خود مىآورد . در اينجا باز خدمه را طلبيده جلويشان چيزهائى به صداى بلند خوانده به ديگ و خروس فوت مىكند و سپس به زيرزمين رفته در آن را به روى خود چفت زده پس از ربع ساعتى خارج مىشود و خطاب به حاضران ميگويد اميدوارم كه هيچيك از شما دزد نقرهها نبوده باشيد و اگر هم بوده و نجات و آبروى خود ميخواهيد استغفار بكنيد ، كه در اينجا سروكارش ، نه با آدميزاد و بلكه با حيوان زباننفهم يعنى با خروسى كه مشاهده كرديد مىباشد ، حيوان هم ملاحظه نميداند و ادامه و اضافه مىكند : ديگى كه بنظرتان رسيد در ته زيرزمين دوم دمر به روى دو آجر مىباشد و اسمهايتان با خروسى كه ديديد به زير ديگ و بايد يكىيكى رفته دست به پشت ديگ ماليده بيرون بيايد و با دست هركس كه خروس به صدا درآيد دزد نقرهها همان مىباشد و هركه هم به آن دست نكشد بىپول مىشود . پس از آن ميگويد به زيرزمين اول براى گوش دادن به صدا ميروم و از معاون سفير ميخواهد يكىيكى خدمه را بعد از آنكه نفر جلوتر از