شهوت و هوسرانى و ميل به خوشگذرانى تسخير زهره ، در اين خيال كه با يارى آن هركه را بخواهد و ميلش به هركه بجنبد در اختيارش قرار خواهد گرفت و روزگارش كه جز به عيش و كامرانى نخواهد گذشت . در اين خيال كه ستارهها ، مثل خورشيد و ماه و زهره و مريخ و عطارد و غيره هركدام آدمهائى هستند گنده مندهى گردنكلفت كه با چند چرت و پرت به اطاعتشان درآمده توسطشان دنيا را به اختيار درميآورند ! ( زهى تصور باطل ، زهى خيال محال ) و چه سبكمغزانى كه در گوشه كنار پيدا ميشوند ! ! و فايدهء تسخير جن اينكه جن مسخر شده به اطاعتش درآمده به طرفة العينى خواستههايش به عمل خواهد آورد و هرچه بخواهد و به هرچه ميل نموده طلب كند برايش حاضر ساخته و بالاتر از صد نوكر دست به سينه به خدمتش خواهد بود و هرگز كه براى معاش درمانده نشده ، تا زنده باشد رزقش از جاى بىگمان خواهد رسيد . علاوه بر اينكه هر سئوال بدون جواب را جواب داده ، هر راز پوشيده را برايش آشكار و هر مشكل لاينحل را برايش حل و در كل امور راهنمايش مىباشد ! و البته كه چه بهتر از اين كه با چهل روز و اگرچه ده چهله رنج رياضت ، به اين مواهب دسترسى پيدا كند .
چند چهله براى اين آورده شد كه در ادعاهايشان اين بود ، كه مثلا پنج و ده و بيست و زيادتر چلهشان خراب شده تا توانسته تمام بكنند .
ادعائى كه اين نگارنده حتى از يك تنشان صدق مقال و امر خارق عادت نشنيده ، نديده ، جز اينكه در احضارات و نشان دادن دزد و گمشده مطابق تسلط بر ذهن و روح مديوم ( واسطه ) توانسته آن هم ، به صورت منفى كه همه احضارهايشان قابل اعتماد نبوده عرض هنر بكنند .
جن پينهدوز !
تسخير جن براى رياضتكشان مشابه صيد ماهى معلوم شده بود ، در اين معنى كه