تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
ذاكر اولاد رسول به‌همين قناعت كنيم كه نيمى از سرش را تراشيده ، نيمه ديگرش را به حال خود رها بكنيم و همان كار ميكنند . روضه‌خوانى كه به سيد نيم كاكل معروف بود و به همان خاطر بازارش رواج و منبرش از ديگران زيادتر بود كه ميگفت روضه‌هايش را همان جن كه دوستش بوده ، مانع كشتنش شده يادش ميدهد . كه شايد هم رياضت و تراشيده شدن سرش هم ساختگى و نيمه سرش به مرض ريختگى مو دچار شده بود . خياطى به نام نورعلى كه به رياضت مينشيند و روز هفدهم رياضتش بوده كه چون از هيچ تطميع و تهديد و حادثه موقوف نميكند مرد بىچشم و دهانى بس درازاندام كه چهار دست و سه پا داشته به كنارش بر تپه‌اى ايستاده از آلتى چونان چنارى كهن شروع به بول نمودن مىكند چنانچه نهرى بزرگ از بلندىاى فرو ميريزد و طولى نميكشد كه بولش به صورت دريائى اطراف حصارش را فرا گرفته بالا و بالا آمده تا آنجا كه در وسط حصار خود را در بن چاهى مينگرد كه ديواره از آب داشته باشد و ناگهان آب از سر آن شروع به فرو ريختن مىكند كه از ترس غيه‌اى كشيده از هوش رفته بجاى بدست آوردن جن براى تا آخر عمر دچار سلسل البول « 12 » مىشود !

دعا و كلمات حصار

و اينها بود كلماتى كه بايد پس از آماده نمودن جميع ما يحتاج خورد و خوراك و عطريات و دودكردنىهائى بنام بخورات كه بايد به كار ببرند ، موقع حصار كشيدن به صداى بلند به زبان بياورند : بسم اللّه الرحمن الرحيم . پيش ، محمد صل اللّه عليه و آله . پس على عليه السلام . دست راست امام حسن عليه السلام . دست چپ امام حسين
هامش
( 12 ) . بول ريزش بىاختيار .