بزرگان يهود را در اذهان جاگير و همهچيز را از آنان بشناسانند و هم سر مسلمانان را به خرافات و مهملات امثال اين سرگرم بكنند ! !
بهر تقدير سر جنگيرها و آئينهبينها بسيار شلوغ و كارشان رواج بود و دسته دسته به مراجعه ميآمدند . بيمارداران غش و صرع كه به طبيب و دوا اعتقاد نداشته مرضشان را از طرف جنها دانسته كه بايد به جنگير مراجعه كرده سر طاسشان بنشانند و برايشان دعاى رفع جن بگيرند و اگر با دانشى هم يافت ميشد كه ميخواست براى مريضش به طبيب مراجعه بكند ، برايش دهها نه و نوى و عذر و مسئله تراشيده كه مثلا خودشان ديده شب چهارشنبه آب از درگاه اطاق به وسط حياط پاشيده ، يا آتش سر قليان مادر شوهرش را با آب خاموش نموده ، به هر صورت مانعشان ميشدند . مخصوصا سرآئينهبينها كه شلوغتر از سر جنگيرها بود كه اينها ميتوانستند هرگونه سئوال را جواب داده ، گمشدههايشان را از آدم و مال پيدا بكند . على الخصوص دزدزدهها كه مراجعاتشان زيادتر از همه بود ، از آنجا كه به كميسرى « 13 » و نظميه « 14 » وتأمينات « 15 » اعتماد نداشته ، چهكسى را نشنيده بودند كه از طرف آنها به مالشان رسيده باشد و در عوض كه به قول ( هرچه از دزد بماند گير رمال مىافتد ) بايد به همان مقدار و بلكه زيادتر از آن به اين و آن داده دوندگى بكنند .
چنان كه گفته شد تسخيراتى هم بود كه در سطح وسيعتر و رياضت و خرج و زحمات زيادتر ، بر روى ستارگان انجام ميگرفت .
تسخيراتى مطابق خواسته و علاقهى رياضتكش كه اگر بزرگى و مال و مقام و نام و حكومت و سلطنت و قبول دعوى و مانند آن ميخواست بايد تسخير آفتاب بكند ! ! و اگر علم و عزت و جلالت آن ميخواستند تسخير عطارد و به اين حساب براى غلبه بر دشمن تسخير زحل و جهت طى الارض تسخير قمر ، و در غلبه
هامش
( 13 ) . كلانترى .
( 14 ) . شهربانى .
( 15 ) . آگاهى .