تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
رياضت منفك نشده مجبور به رفع حوائج نشوند براى خود خدمتكار معلوم بكنند و تا خطرى نيز متوجهشان نشده بتوانند از دست موكلين مزاحم و منع‌كننده جان بدر ببرند ، از مرشد خود استدعاى مواظبت بكنند و دستورات را كه موبه‌موى و بدون كم و زياد به عمل آورند . همچنين در مدت چله‌نشينى بخاطر داشته باشند و به خود تلقين نموده بقبولانند كه ارواح و جنيان به سهولت تن به اطاعت نسپرده ، تا آنجا كه ممكن شود رياضت‌كش را با نمودن عوالم خطرناك و وحشتناك درصدد انصراف از دنبال نمودن برميآيند و رياضت‌كش بايد وحشت و فكر انصراف به خود راه نداده از هيچ حادثه نترسيده ، هيچ واقعه را واقعى ندانسته خاطر به طرفش نگرداند ، تا آنجا كه باشد بسان شيران درنده به او حمله بكنند و بدون حصار شروع به كار ننموده ، پا از حصار بيرون نگذارند و در آخر كه چنان آن كار را سترگ حساب بكنند كه برايش خطر مرگ قبول بكند . با داستانهاى زير كه راست و دروغ درباره‌اش داشتند : ( حصار ) كه به اشاره در پانويس گذشت آن بود كه رياضت‌كش به دور خود در وسعت مناسب خطى با نك كارد پولادين به روى زمين كشيده در وسط آن به رياضت بنشيند و سعى داشته باشد در دوران رياضت از آن خارج نشده ، حتى عضوى از اعضايش مانند سر و دست و پا از آن برون نيفتد كه همان را جنيان قطع ميكنند و تمام كارهايش را از خوردن و خوابيدن و رفع حاجت در آن انجام دهد . و حصار در معنى ديگر قلعه و محصوره‌اى كه كسى جهت حفظ از دشمن براى خود بنيان بكند در اين خاصيت كه تا در آن باشد از گزند هر مخاطره مصون خواهد بود . وجوب كشيدن نيز به اين خاطر كه جنيان به سهولت تن به فرمان رياضت‌كش نداده نميخواهند تمكين آدميان نموده به اختيارشان گردن بنهند و رياضت‌كش كه غرض از رنج و رياضتش اين بود كه يكى يا چند تن از آنها را