تحت اطاعت و فرمان درآورد و برتر از اينها تسخيرگران كه ميخواستند تسخير يكى از ستارگان بكنند و سيد عليمحمد باب را كه يكى از آنها ميگفتند و نشانهء ادعايش به مهدويت و در ورود به درگاه خدا بودن همين كه مدتى در زير آفتاب سوزان بوشهر سر برهنه به رياضت تسخير آفتاب نشسته عقلش زايل شده بود .
از تكاليفش پاكيزگى و طهارت و صوم و صلوة و اعتقاد به خدا و رسول و ائمهى اطهار و كم خوردن و كم خوابيدن و اينكه حصار خود حفظ بكند . چه با اندك تخطى و پا بيرون گذاردن از آن رياضتش باطل مىشود و جنيان كه همه سعيشان در بيرون كشيدن از حصار ميباشند و براى آنكه به حيلههاى گونهگون متوسل ميشوند :
ابتدا تجسم پولهائى كه بيرون حصار از او دلربائى ميكنند و سپس زيباروئى كه به او چشمك مىزند و البته هركه را به نسبت سن و سال و تمايلات تا به چه چيز فريفته بشود و هرآينه از اين دو نلغزيده از حصار خارج نشد ، صور وحشتناك بر او ظاهر ميكنند . مثل باد و باران شديد و طوفان و گرد و غبار و گردباد هولناك و آنچه كه وى را مجبور به گريز و پناه بردن به طرف مأمن و پناهگاهى خارج از حصار بكند و چون اينها نتوانستند اثر بكنند خود را به صورت جانوران خطرناك از گزنده و خزنده و دونده و پرنده و درنده و اشباح مهيب درآورند . از آنجا كه به قول خودشان يعنى جنگيران ايشان گروه « يتشكل به اشكال مختلفه » بوده ميتوانستند خود را به هر شكلى كه بخواهند چهره بدهند .
همه به اين خاطر كه رياضتكش را از ادامهى كار بازداشته ذكر و ورد را قطع بكند ، از آنكه هر كلمه يا جملهى ذكر تازيانهاى بود كه به تنشان خورده وادارشان به اطاعت از رياضتكش مينمود و نميخواستند چنان بشود ! و اينك تا مرتاض تا چه حد مسلط بر خويش و در اطاعت و ياد سفارشات مرشد بوده كه اعتنا نداشته كار خود ادامه بدهد ، يا در يك صحنه بىتاب شده ، فرار ، يا غش و ضعف نموده عمل قطع بكند . چنانچه بعضى از ايشان را مىگفتند كه در اثر
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 200
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص٢٠٠