دستور ميداد آن را در كجا و به چه صورت پنهان نمايد و به مراجعين ميگفت اين از نوع دزدى است كه موكلش مخصوص و خودش بايد در حصار رفته معلوم بكند و اضافه مينمود كه حرف اين موكل بروبرگرد ندارد و جاى مالشان را نشانشان ميدهد به شرط اينكه از خود دزد كه چهكسى بوده نخواهند مطلع بشود كه از دو حال خارج نبوده ، يا به مالشان كار نداشته ، بيشتر دزدشان را ميخواستند معلوم شود كه عذر خواسته جواب مينمود و يا پيدا شدن مال را قبول ميكردند و برايشان مطابق وقتى كه براى جابجا كردنش با دزد معلوم كرده بود زمان معلوم نموده ، كه مثلا فردا ، يا روزوشب بعد آن مراجعه بكنند .
اگر مراجعين از دستهى اول يعنى در رابطه با دزد غريبه بود و براى آئينهبين سود چندانى نداشته اجرتش به همان قرار معلوم ، يعنى يك تومان و دو تومان خلاصه ميشد از آنكه امكان يافتن چندانى نداشته حرف آئينهاش گاهى درست و گاهى غلط درميآمد از طرف دومىها ميتوانست منافع زياد داشته باشد كه هم از دزد كه آبرويش را ميخريد توقع مينمود و هم از صاحب مال كه اطمينان كامل در عملش بود و هم از روى ارزش مال به اضافهى درخواست خلعت و شيرينى كه پس از بدست آوردن برايش بياورند .
نبايد شك كرد كه اين گروه از جامعهشناسان و زيركان مخصوص به خودى بودند كه به اين سهولت هم محل آن را تا موجب شك شود نشان نداده ، بلكه با گم و گيج كردن اوليه و نشانىهاى متفرقه از ساختمان خانه و مال كه از سارق شنيده بودند و دو سه جاى مختلف را معلوم كردن كه ممكن است در يكى از آنها باشد و با بميان آوردن حرف ( ملك ) نقّاله كه گاهى او جابجا مىكند نشان ميدادند .
با اسم ملك نقاله بايد گفت كه اين نيز يكى از حيلهگرىهاى آئينهبينها بود كه براى اين گونه امور عنوان ميكردند ، كه ملكى در ميان اجنه و روحانيان مىباشد كه اشياء را جابجا مىكند ، به همان صورت كه اموات را در قبرها جابجا
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 197
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص١٩٧