مفسده به بارآورد و طريق ديگر اختيار مينمود ، اگرچه در گمشدهى افراد هم ، مخصوصا اگر دختر و زن باشد نبايد بىاحتياطيى بكنند .
لازم به اشاره است كه در ارائهى اين علوم نه همه جاهل و كلاش بوده در ميانشان دانشمندانى يافت ميشدند و در نفى و اثبات علوم مورد بحث كه نه هرچه به چشم و انديشه بيايد بايد پذيرفته و آنچه نيايد بايد نفى بشود ، كه چهبسا امور كه خلاف عقل و منطق و علم بوده اما وجود داشته باشند و اسرار و رموز خلقت بمراتب فزونتر از مكشوفات آن مىباشد ، چنانچه خيام انديشمند بزرگمان آورده كشفيات كنون معلوم مىكند :
اسرار ازل را نه تو دانى و نه من * وين حل معما نه تو خوانى و نه من
اندر پس پرده گفتگوى من و توست * چون پرده برافتد نه تو مانى و نه من
و اين بنده نگارنده گفتهام :
اندر بر مرگ زندگانى هيچ است * اندر بر مجهول معانى هيچ است
گر دانش جملهى جهانت باشد * اندر بر آنچه مى ندانى هيچ است
و به فضولى ذاتى كه چه سرها در اين رموز برده ، چه آزمايشها نموده ، چه حقايق كه از علماى آن دريافته به چه مكشوفات دست يافتهام . به همان عادت كه به ديگر احوال كنجكاو شدهام .
پس گفته شد از بعضى افشاگرىها بايد اجتناب نموده ، طرق ديگر اختيار بكنند به دلايل زير :
وقتى همسر كسى مفقود شده به آئينهبينى در گذر لوطى صالح مراجعه ميكنند و چون از سخنان بيننده بوى ناخوشايند استشمام مىكند آئينه را از دستش گرفته خود را از آن معذور ميدارد و شوهر زن قسم مىخورد كه اگر بغل كسىاش هم معلوم كند مسألهاى نبوده ، تنها ميخواهد زنده بودن نبودن او را و اينكه دچار حادثهاى نشده باشد حالى بشود ، اما وقتى كار را از سر گرفته كودك زن را نزد مردى كنار رودخانهء كرج اظهار مىكند ، فرداى آن خبرش در روزنامهها منتشر