تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
از آماده نمودن ذهن كودك ، با حرفهائى كه اول با بزرگترهايش زده ، سئوال و جوابهائى كه ميكرد فراهم نموده ، مثلا پرسيدن اسم گمشده ، يا فرارى كه مرد يا زن بوده . چند سال داشته . حرف رفتن و فرار را ميزده ، نميزده . اگر ميزده حرف كدام طرف را ميزده . اگر مال گم‌شده بود ، چه بوده ، چند تكه بوده ، از كجا گم شده ، چه كسانى در آنجا بوده ، غريبه ، يا خودى بوده ، چند نفر بوده‌اند و اگر فهميده‌اند ، از كجا آمده ، از كجا رفته ، روز يا شب بوده كه رفته ، يا گم شده است ؟ و در خلال آن كه هيچ مسأله‌اى نبوده ، الآن ، اين خانم دختر ، يا آقا پسر را پشت آئينه مينشاند ، يا ناخنش را سياه كرده سئوال مىكند ، و در عقبش تشريح صحنه كه ميگويد ستاره‌اى درخشيده از آن پادشاه اين كار حاضر شده كه بايد سلامش بكند و نوكرهايش كه عقبش مىايستند و چه و چه و در آخر كه فرارى يا گم‌شده ، يا دزد را حاضر نموده همه‌چيز را معلوم مىكند . حرفهائى كه لوح ضمير كودك شده ، به همان صورت جواب ميدهند . و در جهت پادشاهشان هم كه هر كار مربوط به يكى از پادشاه جنيان بوده كه بايد پادشاه همان حاضر بشود . چنانچه به ناخن شست اشاره شد ، عده‌اى هم بودند كه بجاى آئينه از ناخن شست كودك كه آن را سياه ميكردند استفاده نموده ميگفتند در آن نگاه بكند و پس از آماده نمودن صحنه و مقدمات كه به گونه‌ى زير تلقينات و سئوال و جواب آغاز ميگرديد : در آئينه ، يا پشت ناخنت چه ميبينى ؟ - چيزى نمىبينم . نه خير ! ستاره‌اى پيدا مىشود كه بايد خوب نگاه بكنى ؟ - آره . مىبينم .