تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
سفره‌ى ساختگى آصف ابن برخيا « 10 » كه حضورا خودش از او سئوال بكند انداخته جواب بياورد فلان جن به او عاشق بوده و چون به ديگرى سپرده شده ، تا خود و شوهرش را نكشد دست‌بردار نميباشد و شوهرش ترسيده طلاق بدهد . كه البته نه به اين سهولت و بلكه هفته‌ها خانوادهء دو طرف را معطل نموده برايشان اسباب‌چينى و هردفعه گوشه‌هائى از اسرار و نهانىهاى دو طرف و رمز و رازهايشان را كه از زبان زن شنيده بوده براى باور و صدق و يقين باز بكند . مثلا دفعه‌اى بگويد جنّش گفته است هردفعه شوهرش دستش به خال پهلوى راستش ماليده شود يك سال از عمر هردوشان كم مىكند و دفعه‌ى ديگر نشانى لك و ماه‌گرفتگى و جاى زخم و سوختگى و چيزى از بدن مرد كه در نهانىهايش باشد بدهد و از طرف جنّش بگويد كه همزادش با همين نشان ، يا نشانه‌ها اسير و در محبس او مىباشد كه اگر تا فلان وقت محبوب او را به او برنگردانده طلاقش ندهد به چهارميخش ميكشد كه اين هم ، يعنى شوهر زن هم از جسم و روح به چهارميخ كشيده مىشود ، و امثال اين تا كار به مراد بكند و اين طرفه حيله كه يكى از اين جن‌گيرها دربارهء دخترى كه بكارت به باد داده خود به غش زده بود : دختر يكى از سرشناس‌ها با جوانى رابطه يافته مهر بكارت زايل نموده ، تا عروسيش كه عقدش با كس ديگر خوانده شده بوده نزديك مىشود و ناچار كه خود را به غش و جنون مىزند . چون داروى و طبيب افاقه نكرده هر روز وضعش وخيم‌تر مىشود پيش جن‌گيرش مىبرند و جن‌گير كه به پنهان درك ماجرا از دختر نموده بوده ، پس از صحنه‌سازىهاى مقدماتى و اين‌كه مگر خود بدون واسطه جن او احضار كند كه نه از اجنه‌ى بىسر و پا و از مقامات عاليه مىباشد ، سفره گسترده ، قرآن و نان و
هامش
( 10 ) . وزير حضرت سليمان كه از همه مكنونات مطلع بوده غالب علوم غريبه و سحر و جادو را به او نسبت داده‌اند .