برداشته مشتى از آن به صورتش ميپاشيد و دستور ميداد تا خانه كسى با او سخن نگويد و مرخصشان ميكرد !
البته اين كار به همين مختصر خلاصه نشده كه ابتدا بايد وضع مريض و همراهان و ضعف و قوت مالى مراجعان ملاحظه بكند ، كه اگر كممايه و بيش از حد انتظار نميتوانست دريافت بكند طبق داشت و نداشت به سلام و تعارف و خواهش تمنا و سپس به قسم آيه و بعد از آن به نان و نمك و نهايت به داخل شيشه نمودن به آخر مىرساند و اگر قابل دوشيدن و ميتوانست برايشان حسابهاى جدا باز بكند ، اخم پادشاه از هم باز نشده . جن در شيشه برو هم نبوده . مسلمان هم كه به نان و نمك و قسم آيه و پيغمبر و قرآن عقيده داشته باشد نبوده ، كه از طوايف ديگر و اضافه مينمود ، خدا كند لااقل جنّش از اهل كتاب بوده بتپرست و غير خداپرست نباشد كه كارش خيلى سخت بوده ، بايد پادشاه يكيكشان را حاضر نموده ، تا بتواند اصليشان پيدا نمايد ، و اين دلدارى به خود كه با اينهمه خدا كند هرچه باشد جهود نباشد كه جن جهود از همه جنها بدكينتر و بىگذشتتر مىباشد ! و براى پيدا كردنش كه جلسات متعدد ، درخواست ميوه و شيرينى و قند و نبات و مرغ و خروس و تخممرغ و زعفران و گاهى برنج و روغن مينمود و گوسفند براى قربانى كه بايد قبلا برايشان سفرههاى خصوصى رنگين پهن كرده بىآنكه بگويد براى چه كار ميخواهدشان دعوتشان نموده نمكگيرشان كند ، تا بعدا بتواند جلوى آنها توى طاس و چراغشان بياورد .
بيمارىهاى اين جنگيرها كاملا نسوان و بسا زنان و دختران جوان كه از دو سه حالت نميتوانستند خارج باشند ، كه يا در اثر فقر و كمغذائى و سوءتغذيه و خوردن غذاها و قاتقهاى بىرمق سرد طبيعت ، مثل ماست و خيار و سركه و امثال آن همراه سردى طبيعت اناثيت دچار غلبهى بلغم و مبتلا به تشنج و لرزش اندام و آب و كف از دهان آمدن و تغيير حالت چشم و فلج اعضا ميگشتند و يا مسائل عشقى و خواه و نخواه و علاقه و نفرت و رسوائى خودباختگى لازمهاش ميشد كه
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 189
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص١٨٩