حلوا ماماجيمجيمىها ؛ آى حلوا جوزى ، حلواى شيكرى ، حلواى گردوئى داريم .
حلوا كنجيدى ، ماماجيمجيم . حلوائى از محصولات حلواپزان از آرد و شيرهى انگور ، يا شيرهى خرما ، يا شكر كه در پاتيلهاى بزرگ پخته در سينى ، مجمعههاى گرد بزرگ ميريختند و حلوافروشهاى دورهگرد سينىسينى خريده و به سر گرفته براى معاوضهى با اجناس خانگى دور كوچه محلهها ميگرداندند .
معاملاتشان به صورت مقدار حلوا باارزش جنس بود كه غالبا با زنها معامله ميكردند . دستى كه با آن گيوه ، كفش كهنه ، رخت كهنهها را زيروروى و قيمتگذارى نموده و با همان دست برايشان حلوا ميشكستند و به دست آوردههايشان را كه براى فروش به ميدان كهنهفروشها ( ميدان سيد اسماعيل ) برده و سوا جدا نموده هر قسمتشان را به خريدار مخصوص خود ميدادند . به اين صورت كه رخت كهنههايشان را براى تعمير و تبديل به كليمىها و پاره بىمصرفهايشان را به تختكش « 102 » ها و اروسى كهنههايشان را به شكافتنى كارها « 103 » و لحاف تشك كهنه ، رختپارههايشان را براى پشت و رو كردن و وصله پينه به كليمىها و شيشه بطرىهاى سالمشان را به دواخانهچىها و عرقفروشها و بغلىهايشان را كه از شيشههاى مرغوب پرمشترى به حساب ميآمدند به دائم الخمرها كه طالبشان بودند و شيشه شكستههايشان را به شيشهگرها براى ذوب كردن و هريكشان را به مصرفكنندهى مخصوص خود
هامش
( 102 ) . سازندگان زيرهى گيوه . از باريكباريك كردن و چندلا نمودن كرباس و متقال و پارچههاى نخى و كوبيدن يكيك و كنار هم قرار دادن و زه گذراندن . زيرههاى در خاصيت خنك ، مفيد نور چشم و بسى بادوام .
( 103 ) . كسانى كه كفش كهنهها را شكافته ، هر تكهشان را از زيره و رويه براى مغزى و توكارى به اروسىدوزها ميدادند و با تيماج و كفى و بىمصرفهايشان پاشنهء كفش بنام ( نعلكى ) ميساختند .