آلوئى و دوغفروش كه متحرك و ثابت : صفرابره آب زرشك . جگر و جلا ميده آب زرشك . آب آلو - سرابه آب آلوه تشنه . دوغ عربه . تشنه بيا به دوغ تازه ، كه آب زرشك و دوغشان هر كاسه يك تا دو شاهى قيمت داشت و آب آلو كه آبشان هر ليوان دو شاهى و آلوهايشان كه جداگانه هر ده آلوى خيس خورده كه خورنده از لگن فروشنده سوا ميكرد و آبشان پس داده شده بود هر ده دانه صد دينار تا سه شاهى .
بعد از اينها دورهگردها و دستفروشهاى غير خوراكىفروش بودند كه از صبح تا به شب به گرد كوچه و بازار گرديده به اين جملات داد ميزدند كه اول از دستفروشهاى البسه بخر شروع ميكنيم : آى قبا ، ارخلاق « 101 » ، عبا ، قبا ، سردارى ، مرادبگى . . . ميخريم . رخت نو و نيمدار . . . ميخريم . كه با هر ميخريمى كشى بصدا داده آن را ممتد ميساختند .
كهنه بخرها ؛ كه كيسهى بزرگى به كول انداخته اينطور داد ميزدند : آى قبا كهنه ، كلاكهنه ، اروسى كهنه ، گيوه كهنه . . . ميخريم : آى نمد پاره . گليم پاره .
اسباب خونه ميخريم .
قراضه بخرها ؛ آى سماور شيكسه . آفتابه شيكسه . لگن شيكسه ، مس و مفرغ قراضه ميخريم . آى چراغ شيكسه ، شمعدون شيكسه ، سينى شيكسه ، انگاره شيكسه . سينى زير استكانى ميخريم .
هامش
- در سينى و مجمعه پذيرائى ميشدند .
( 101 ) . ( ارخالق ) نيمتنهاى يقه هفت تا بالاى زانو با سرآستين و جلو دامن و يقهى نوار قيطاندوزى شده .