تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
سيزده دانه‌اى سه شاهى و درشت سوا كرده‌شان چهار شاهى . بايد گفت كه اين گردوئىها هميشه دل‌خوشى تازه‌روئى نيز بنام شاگرد كه هم كمك شكستن گردوهايشان بود و هم كنار چهارپايه پهلو دستشان مينشست همراه داشتند ! و ترتيب شكستن گردوى آنها هم كه گردوفروشى از كف دستها و سر انگشتان سياهشان معلوم ميشد آن بود كه كارد تيغه كوتاه ( پشت دم ) « 99 » سنگينى در دست راست و گردوهاى پوست‌دار تازه را در دست چپ گرفته ضرباتى بر اطراف گردو وارد آورده با نك آن پوست‌ها را از گردوها جدا ميساختند و در سطل آب دم دست ميانداختند و آنهائى كه گوشه كنار مغزهايشان پريده خراب شده از صورت بازار خارج ميشدند با چوب جارو قزوينى كه ساقه‌هاى نازك سوزنى داشتند تعمير ميكردند و گردوفروشى در اين فن به مهارت و استادى رسيده بود كه از اين گونه شكسته خرابىها و نفله‌كارىها و چوب فروبرىها نداشته باشد و قابل‌ترين آنها گردوشكنى بود كه ساعتى تا دويست و پنجاه گردو را از پوست جدا بكند . فروش آنها هم از چهار و پنج بعدازظهر يعنى از عصر شروع شده تا پاسى از شب در سر چهارراه‌ها و كنار خيابانهاى پررفت‌وآمد و از آن پس با سطل‌ها و بلونىهاى بلورى كه گردوها در وسط آب تميز آن شناور بود در مىفروشىها و شيركخانه و خانه‌هاى ارامنه و كليمىهاى عرق‌فروش بطور هديه جلو بساط عرق‌خورها با عدم توقع وجه آن‌كه در اين صورت زيادتر و مضاعف عايد ميگرديد صورت ميگرفت . آب زرشكى ؛ كه با غرّابه‌هاى پيزر « 100 » گرفته‌ى به شانه و كاسهء يخ انداخته و آب
هامش
( 99 ) . چاقوئى كوتاه تيزپشت كلفت . ( 100 ) . مىفروشىهاى خانگى قديمى كه از مشتريان بر روى زمين و قرار دادن مى و مزه‌شان -