آلبالوفروش ؛ آى مربائيه آلبالو - صفرابره آلبالو - جيگر جلا ميده آلبالو - آلبالو بخور نيشتر نخور آلبالو - خونتو صاف ميكنه آلبالو - عوض رگزن و حجومتچييه « 90 » آلبالو - پلووى و شربتيه آلبالو - يه من يك قرونه آلبالو .
گرمك ، طالبى فروش ؛ ميوههائى كه اول گرمك و بعدا طالبىاش ميآمد و گرمك را كه بهترين دواى تببر و ثقل معده و ناراحتىهاى امعاء و سردردهاى از گرمى و حرارت ميدانستند ، در اين نظر كه اگر چهل روز صبح ناشتا بدون نان و اينكه با چيز ديگر خورده شود بخورند هر نوع تب و بيمارى كه از حرارت باشد رفع مىكند و تا آمدن گرمك ديگر ، سلامت خواهند ماند . اما طالبى را خلاف آن و از خانوادهء خربزهاش ميدانستند كه سرماخورده و تبدار نبايد بخورد و آنها را كه اينطور داد ميزدند :
آى طلا گرمك - بىبلا گرمك - طلاى بىبلا گرمك - حكيم « 91 » بىنسخه دارم گرمك - شفاى دل بيماره گرمك .
طالبى - آب قنده طالبى - عسل طالبى - تنگ طلاس طالبى ، به مفت شد ، پول آبشو بده . يك من سه عباسى « 92 » تا هفتصد دينار « 93 » و لكىها و تركيدههايشان را كه به نيمهبها ميدادند ، و به همين خاطر هم بود كه جهانگردانى كه به ايران سفر كرده خريد ميوه و ترهبار ميكردند به رويشان قيمت هيچ و مساوى آن گذاشته در كتابهايشان ميآوردند .
ميوهفروشها درباره گرمك و طالبى حرفى داشتند كه ميگفتند : هركس از گرمك و طالبىفروشى فايده ببرد تخم پدرش نميباشد زيرا آن را از كسبهاى
هامش
( 90 ) . حجامتچى كسى كه ميان كتفين را با شاخى كه به آن ميچسباند بادكش نموده و تيغ زده از آن خون ميگرفت .
( 91 ) . طبيب ، پزشك .
( 92 ) . سهپنجم قران .
( 93 ) . هفتدهم قران .