هيچ كره به لذت آن نرسيده ، اولين قاتق غذاهاى حاضرى مانند پنير و مغز گردو .
نان و پنير و سكنجبين . نان و پنير و هندوانه . نان و پنير و خيار ؛ نان و پنير و گرمك طالبى ، خربزه و انجير و امثال آن . نان و پنير و سركه شيره . نان و پنير و حلوا ارده . نان و پنير صبحانه و عصرانه و به تنهائى كه نانخورش ناهار و شام ميآمد ، بىآنكه هرگز از طعم و مزه دلزدگى بياورد ، و همان پنيرها كه به تشخيص طبى امروز معدن كلسيوم طبيعى بوده باعث قوت و توان و قرصى استخوان گرديده ، به نشانى عملههائى با چنان نيروى و توش و توان كه هريكشان كار چند كارگر امروز ميكردند و قاتق روز و شبشان بود روزانه تا دوازده ساعت به كارشان واميداشت « 85 » و مگر خورده چشيدهها وصف آن قبول بكنند ؟ !
كرهاى ؛ كرههاى خيكى كه از دوغ گرفته و در مشك زده اينطور توصيف ميشدند :
آى كرهى لار - كرهى مشكى - كرهى تازه - كره گوسفندى - يه من سه قرونه كره و آن نيز كرههائى كه به تعريفشان همين بسكه گفته شود بويشان براى چلوكبابىها هنگام ناهار « 86 » كه روى برنج مشتريان گذارده ميشدند بهترين تبليغ كه هر راهگذر را به طرف دكانشان ميكشيد و طعمشان كه يك غذا را براى خورنده دو سه غذا مينمود ! در اين تعجب كه اگر گاو و گوسفندهايشان از
هامش
( 85 ) . هيچ كارگرى ساعت كار معين نداشت و قرار شاگردان و كارگران دكاكين از طلوع آفتاب تا آخر شب و تا زمانى بود كه دكان يا كارگاه صاحبكار باز باشد و اوقات كار عملهجات و كارگران بناخانه از اول آفتاب تا غروب و فقط يك ساعت كه براى ناهار به آنها وقت داده ميشد .
( 86 ) . زمانى كه در ديگ غذايشان برداشته شده مشترى ميپذيرفتند و چلوكبابىها كه فقط ظهرها غذا داشته پخت ميكردند .