تازهى كفآلود يخ و ( كاكوتى ) « 80 » انداخته كه شاگردى مرتب از آن با ملاقه برداشته روى تغار شر داده آن را به جلوه درآورده كنارش : « دوغ عربه - تشنه بيا » ، داد بزند . دوغى كه لازمهى خوردن توت بوده با هر خوراك توت بايد ليوانى هم تا صفرا و حرارتش را ببرد دوغ بخورند ، و تغار پرآبى در كنارى تا مشترى پس از خوردن پنجهاش را در آن شسته نوچى توت را دور بكند .
ماستى ؛ ماست كوزهاى چربى نگرفتهى روستائى كه در كوزههاى كوچك و بزرگ از يك منه ، تا سه چهار منه كه كوچكهايشان را در خورجين از دو طرف شانه آويخته ، بزرگهايشان را در گالهى خر جا داده دنبالش : آى ماست اعلا .
ماست كوزهاى . ماست گوسفندى . ماست تازه و يك منىهايشان را با كوزه دهشاهى و بىكوزه شش هفت شاهى و سه چهار منههايشان را از دو قران ، تا دو ريال « 81 » داد ميزدند .
پنيرى ؛ پنيرهاى تازهى دور شهرى و ييلاقات آن و چادرنشينان خوشنشين كوچنشين كه بهترينشان از لار و توابع آن بود و نوع خشك آن به اسم پنير خيكى ، كه اولىها را پنير تازه و دومىها را پنير خيكى داد ميزدند ، از چارك « 82 » سه عباسى « 83 » تا نهصد دينار « 84 » . پنير خيكىهائى كمى تندمزه كه با مرزهى خرد كرده و گردوى كوبيده لذيذترين قاتق ميشد و پنيرهاى لار به اسم پرچك كه
هامش
( 80 ) . سبزى بسى خوشبوى كه دستهء آن را خشك كرده براى عطر و بوى و گرفتن رطوبت دوغ ، دوغفروشها در قدح آن مىانداختند .
( 81 ) . در زمان رواج قران ، به يك قران و يك چهارم قران ريال ميگفتند .
( 82 ) . يكچهارم من ، يا يكچهارم 3 كيلو .
( 83 ) . يكپنجم قران .
( 84 ) . نهدهم قران .