كنار گذاشته شده بود ، نصف دستمال آن يك شاهى تا صد دينار بود .
بستنىفروشهاى بشكه بسر ؛ با بستنى پفكى براى بچهها كه از پانزده روز به عيد راه افتاده اينطور داد ميزدند :
آى بستنى ، آى بستنى - نوبر بهاره بستنى - باب دل ياره بستنى - قند و گلابه بستنى - آى طعم و مزه داره - جيگرتو حال ميياره . هر ظرف كه در آجيلخورىهاى بلور رنگين لب كنگرهدار كشيده تا سه چهار انگشت بالا آورده كنارش قاشق ميگذاشتند يك شاهى « 78 » .
چغاله بادامى ؛ در فروش بادامهاى سبز نرسيده : آى چاغاله بادومه - آى بادوم تازه . آى تازه بادومه - ريزه بادومه . خوشمزّه دارم بادوم - بامزه دارم بادوم - سيرى يه شى ( يك شاهى ) بادوم - نوبرونه ببر بادوم .
گوجهاى ؛ آى گيلان گيلانه گوجه - مال برغانه گوجه - سبز درشته گوجه - مال خود رشته گوجه - چاشنى خورشته گوجه - سبز پرآبه گوجه .
خردهفروشىاش هر سير يك شاهى و براى خانهدار چاركى ( 750 گرم ) دو عباسى « 79 » .
كاهوئى ؛ آى يكى يه برّه كاهو نازك . كاهوى پيچه حضرت عبد العظيم ، كاهو نازك - كلم پيچه كاهو نازك . هر من ( 3 كيلو ) دو عباسى تا دهشاهى .
هامش
( 78 ) . يكبيستم قران ، ريال .
( 79 ) . دوپنجم قران ، ريال .