سبزى صحرائى ؛ آى شنگ تازه - سبزى صحرائى . قازى ياقى . والك كوهى .
ترشك و شورك ، آى سبزى صحرائى . سيرك و پنجه كلاغ . آى گاوزبون تازه سبزى صحرائى ، كه از همه يا جداجدا كه در گاله بار الاغ نموده دوره ميآوردند هريك من ( 3 كيلو ) چهار عباسى تا يك قران .
و در اين وقت كه ارديبهشت و ديگر خوردنىها ، از سبزيجات و لبنيات به بازار ميآمد توت تازه هم كه در جعبههاى چوبى مستطيل يك وجب و نيم در يك وجب و ديوارهء سه انگشتى بودند بار الاغ ميرسيد و هر جعبهى چاركى آن پنجشاهى تا سيصد دينار ( شش شاهى ) و از طبقىهايشان كه آنها را در طبق ريخته عرضهى فروش ميكردند به همان قيمت از نوع بهترين محصول قصبهء ونك و فرحزاد كه به اسم توت هرات و به اينطور داد ميزدند : آى رطبه - نقل تره - رطب دارم - توت تر دارم خرما . توت باغ ونكه خرما - لبو به لب ميچسبونه خرما . عسل دارم - قوت تنه خرما ، همراه بساطى دلنشين ، در اماكنى آب و درختدار كه كنار هر طبق توت شاگردى با بادبزن حصيرى آب زده به باد زدن توتها ميپرداخت و براى هر مشترى چهارپايهء كوتاهى كه كفش ريسمانكشى شده بود معلوم و چهارپايهاى ديگر كه توتش را براى خوردن جلويش بگذارد و فروشنده كه با ترازوى شائينى پشت طبق قرار گرفته با هر كشيدن توت دو سه بار كف ترازو را به زمين كوبيده همراه زنگى كه بالاى سرش كنار چراغ لنتر حبابدار روشن شكيل آويخته بود از آن صدا برميآورد .
از ديگر تشريفات و وسايلش بشقابمانند بىلبهاى از برنج طلائىرنگ پاكيزه كه به زير توت طبق فرو برده با آن براى كشيدن توت برميداشت و ترازوى كفه برنجىاى كه هر كفهاش با سه رشته زنجير برنجى از شائين آويخته بود و ترازويش كه بايد كمى از قد زيادتر به روى پيشخوان بيايد كه با هر بلند و كوتاه كردن كفش به كف پيشخوان خورده صدا برآورده معركه را گرم بكند و براى هر مشترى سبدى كه توتش را در آن ريخته جلووش بگذارند و تغار بزرگى از دوغ
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 145
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص١٤٥