كهنهگى و پارگيشان ايراد گرفته پس دهنده داده اسكناس خود گرفته بسرعت به راه مىافتادند و در اين گرفتوداد كه چند قطعه از آنها كف ميرفتند و ( كفرو ) نامشان شده بود .
دنبالهء سيزدهبدر
چنانچه گفته شد سيزدهبدر را هر دسته به نوعى برگزار ميكردند و در ميانشان دستههائى اهل مى و مطرب اما متعصب كه به صورت مردانه و بدون آوردن خانواده و زن و فرزند به بيابان ميرفتند و عدهاى كه آنها را نيز همراه ميكردند .
دستهء اول كه جاى زن و بچه را فقط در خانه دانسته بيابان و داخل جمع بىبند و بار سيزدهبروها را منافى حفظ حرمت و صيانت اهلوعيال ميديدند و عدهاى كه براى آنها هم حقوق آزادى و گشت و گذار قائل شده دخالتشان ميدادند و اينها كه سه گروه بودند . يكى آنهائى كه مطرب و وسايل بزن و بكوبشان خانوادگى و از خودشان بود و گروهى كه از دوستان ، يا به صورت اجير همراه ميآوردند و عدهاى كه از لوطى ، مطربهاى دورهگرد خودروى صحرا كه مشتريانشان را شناخته خودشان بىاجازه كنارشان نشسته مشغول ميشدند استفاده ميكردند .
اولىها موانع روى و روگيرى و حفظ پوشش زن و بچه درميان نداشته كه فاميل و از محارم هم بوده بازبودن چهره و نداشتن چادر و چارقد و روبند و مثل آن برايشان بلامانع بوده ، تا آنجا كه ميتوانستند دست و پنجهدارهايشان هم جلوى جمع زده و خوانده و رقصيده زن و مردشان تفاوت نمينمود . و دسته دوم و سوم كه موانع روبرو شدن زن و بچه با بيگانه ، آن هم با مطرب و عرقخور برايشان بود ، كه اولىها از بدنامان و دومىها ، يعنى همبساطىهايشان ، كه مطربى بدون عرقخورى امكانپذير نميگرديد و ناگزير كه در مستى از حيزان و چشمچرانها ميشدند بايد طريق ديگر اتخاذ بشود .
پس به اين خاطر تا قبل از آزادى رضاخانى و خاصه كشف حجاب ، ميان