تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
كه زحمت بازيافتنشان چند ساعت اول و اندك مطالعه و مراجعه مىباشد . الا هنر موسيقى كه با روزى كناره‌گيرى از آن‌چنان با هنرمند خود سر بد سرى و ناسازگارى ميگذارد كه گفتى با هم آشنائى نداشته‌اند و هميشه كه بايد هنرمند آن پنجه به آرشه و مضراب و قاشقك و شستى و پرده و پوست آلت خود داشته باشد ، تا آنجا كه بزرگترين تارزن زمان ، درويش خان پس از سى سال كه در مجلسى براى كشيدن سيگارى تار خود زمين نهاده با تمام شدنش برداشته به آن مشغول مىشود قسم ياد مىكند كه در همين اندك زمان تار و پرده‌هاى آن با او ياغى شده‌اند ! و با اين حال كه از بىارزش‌ترين افراد اجتماع شناخته ميشدند . مگر آنگاه كه به ايشان حاجتى باشد . در آن حد بىمرتبتى كه به مطرب ، خانه و اطاق اجاره نداده از دوستى و خويشى و قرابتشان كراهت داشته ، دختر نداده دختر از ايشان نميگرفتند و در معاشرت كه از برخورد زن و بچه‌هايشان با ايشان جلوگيرى ميكردند . تا آنجا كه حتى در همان مجلس طرب كه بايد از ايشان جان تازه بكنند كنار خودشان ننشانيده ، با ايشان همغذا و همپياله نميگشتند و بلكه اگر در سطوح بالاى مقام بودند در اطاق ديگرشان جا ميدادند ! پس دسته‌هائى كه سيزده‌بدر را با تفريحات سالم مثل سبزه‌ى پاى هفت‌سين به صحرا انداختن و فرش پهن كردن و پختن و خوردن و بگوى و بخند و سبزه گره زدن سپرى ميكردند و گروه‌هاى دوم و سوم كه با بزن و بكوب و برقص و بخوان كه در آن ساغر و ساقى نيز بميان ميآمد ، و عده‌اى كه فقط با بيرون رفتن از خانه و برگشتن و اگر سبزه و صحرا نزديكشان بود ، با گشتى به درون كرت و جاليزها زدن سيزده را به در ميكردند ، و اكثريت كه در اين ديدن سبزه‌زارها و زيادترشان هم كه از بىادب‌ها و دست و دل و چشم و پا و همه‌چيز هرز بودند نهايت ضرر و زيان به صاحبانشان رسانيده ، نبود شاخه و بوته و گل و برگ محصول جاليزى كه دچار خسارت و خرابى بزرگ و كوچكشان قرار نگرفته شاديشان موجب غم و رنج و اذيت ديگران نشده باشد . شاخه‌هاى درختانشان كه هيمه‌ى زير ديگ غذا