تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
كه مركز ورود و خريد و فروش روستائيان بود با قيمتى بس نازل به نظر دهاتىاى رسانيده طمعش تحريك و به كمك شريك پولهايش ربوده فرار ميكردند . به اين طريق كه چون دهاتى توجهش جلب ميشد همدست فروشنده جلو آمده او نيز طالب آن ميگرديد و فروشنده جوابش نموده متعلق دهاتيشان ميخواند و همدست كه اصرار كرده با قيمت بالاتر علاقه نشان ميداد و چون به اين مرحله ميرسيد فروشنده قسم مىخورد ، حالا كه روى دست مشترىاش كه چشمش عقبش مىباشد بلند شده است دو برابر هم بخرد به او نميفروشد و به اين وسيله دهاتى را ميفريفتند . بغچه‌اى كه چون دهاتى در منزل ميگشود در آن جز مشتى كهنه پاره نمينگريست . اين يك نوع عمل بود و نوع ديگرش آن‌كه دهاتى منصرف يا مشكوك شده به راه مىافتاد و شريك كه همان رقيبش بود سر راهش گرفته ، به نخريدنش تأسف خورده ، با سخنان طمع‌برانگيز كه حتما مال دزدى و چيزى بوده ، و گرنه قيمت بغچه‌ى تنهايش زيادتر از آن مىباشد ، اگر پول عقبش بود معطلش نكرده از چنگش بيرون ميكشيد دهاتى را به دام شريك مىافكند و چون معامله‌شان خاتمه پذيرفته بغچه و پول ردوبدل ميگرديد جلو آمده از دهاتى مطالبه‌ى حق كه او وادارش كرده مينمود و فروشنده كه به حمايت خريدارش برميخاست و جر و منجرشان ميشد و در اين وقت بغچه را از دهاتى ، تا برايش محكم گره بزند گرفته ، مثلا گره زده برميگرداند و در همين گرفتن و پس دادن هم بود كه با مشابه آن عوض شده بود . در اينجا ميماند اين‌كه هنوز دهاتى بايد تا دقايقى ديگر در بىخبرى مانده باشد و براى آن هم اين طرفند كه پس از گفتن چند مباركت باشد و برو كه قسمت تو بوده ، خيرش را ببينى ميگفت ما كه فروختيم ، تو هم خريدى ، اما راستش اين مال دزدى و مثلا از خانه‌ى قوام السلطنه بيرون آمده صد برابر اين قيمتشان مىباشد ، اما تا آبادى نبايد بازش بكنى كه به دردسر مىافتى و با خيرش را ببينى مجدد روانه‌اش ميكرد و تا دهاتى ميخواست به خود آمده درباره‌اش فكر بكند غيب شده بود .
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 121 | جعفر شهرى باف