چندين نفر رسيده گاهى در حالى كه بغچهگردانها به گرد حلقه بغچهگردانى ميكردند آنها به كولى دادن و كولى گرفتن مشغول بودند .
نوع ديگرى نيز داشت كه بازندهها و برندهها را معلوم كرده براى آخر ميگذاشتند و در انتها كه تيمى برنده و تيمى بازنده شده بود به دستور استاد سوار هم شده به گرد محوطه ميگرديدند . از شرايط بازى آنكه جمعيت از تعداد مذكور كمتر نباشد و تعداد بازيكنانشان جفت بوده باشد .
بازى كشتى بالابوم
و اين نيز يعنى كشتى بالابوم بازىاى بود كه همراه بغچه گردانك بخاطر آمد ، شامل يكنفر زورمند كه ايستاده ، يكى از او بالا رفته بر روى شانههايش مىايستاد و نفر ديگر كه بالا رفته بر شانهى دومى و بههمين صورت تا چند نفر بتوانند از هم بالا رفته به شانهء هم قرار بگيرند و تا چند نفر كه با شخص زيرين شرط بسته شده بود و گاهى كه نفرات بالاى زيرين تا به چهار نفر ميرسيد . اما غالبا در اين وقت شوخطبعى از حاضران شوخيش گل كرده انگشتى به نفر زيرين رسانيده همه را روى هم ميريخت و خندهى وضع و منظره كه همه را در خود ميگرفت !
بغچهگردانى ؟
با تعريف بازى بغچه گردانك سارقينى به اسم بغچهگردان و امثال آن بخاطر آمد ، كه دو نفرشان همدست شده يكيشان بغچهى پارچه و لباسى از بهترين و پربهاترين كه آنها را نيز از طريق خانهبرى بدست آورده بودند ، در بازار دروازه « 68 »
هامش
( 68 ) . بازارى شمال جنوبى كه از ميدان سيد اسماعيل ( ميدان كاهفروشها ) بهطرف خيابان مولوى و ميدان امين السلطان امتداد ميگرفت .