تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
اصابت مينمود چندان بالا رفته دور ميگرديد كه گاهى از مرزبازى كه در بعضى موارد از پانصد ششصد قدم زيادتر تعيين شده بود عقب‌تر ميگذشت و از بالا رفتن زياد بهترين تعريف درباره‌شان اين‌كه بگويند ( خال شد - ستاره شد - به آسمان چسبيد ) يعنى چندان بالا رفت كه گوئى خالى شد به پيشانى آسمان نشست . ليكن شرط و بيع اين بازى از آنجا كه اكثرا متعلق به بزرگسالان بود از ( كول كول‌بازى ) بچه‌ها و سوارى نوجوانان گذشته به شرطبندىهاى مايه‌دار مانند مهمانى عصرانه و نان و كباب ظهر و عرق و مزهء ظهر و شب و مثل آن ميرسيد . بايد گفت كه در آن زمان توپهاى بادى و لاستيكى تازه صورت ظهور به خود ميگرفت و توپهاى بازى اطفال عبارت بود از گلوله نخهائى مانند گلوله نخ‌هاى زنها كه از پيچيدن نخ بر روى كهنه پاره‌ها ، يا جوراب كهنه‌ها درست ميكردند و بهترين‌هاشان گلچه‌زده‌ى گفته شده بود و بازىهاى كودكان با آنها هم شامل بود بر زدن به زمين و دور خود چرخيدن و هدف‌گيرى كردن و به ديوار كوفتن و گرفتن و بسوى هم افكندن و از اين قبيل تا آنكه كم‌كم توپهاى بادى به بازار آمد و بهترين انواعشان توپهاى ماهوتى . توپ باد شده‌اى از لاستيك به اندازه‌هاى مختلف ، از سيب درشت ، تا انار متوسط ، با تكمه‌اى از جنس خود از داخل كه به وسيله‌اش مجرائى كه از آن باد شده بود گرفته شده بود و رويش ماهوت شيرى رنگ كشيده با قيمت‌هاى بس گزاف ، به نسبت كوچكى بزرگى ، از يكى يكقران تا دو قران ! به فروش ميرسيد . توپى كه مگر بچه پولدارها ميتوانستند تهيه بكنند ، همراه فخر و خودنمائى براى دارندگانشان و حسرت و غم براى خواهندگان بىپول و اين‌كه فقط دل خود به ديدن و مطالعه‌ى ساخت و سازشان خوش بكنند . همراه كينه‌ى دارندگانشان در دل گرفتن ، تا در جائى و گوشه‌كنارى قلا كرده توپشان ربوده ، يا با گفتن ( چولى حلاله ) « 67 » از دستشان قاپيده پا به فرار بنهند ، و يا مواجه با عدم توفيق و دچار شتم و ضرب صاحب توپ
هامش
( 67 ) . حرفى كه بچه‌ها براى قاپيدن اشياء و اسباب‌بازىهاى هم به زبان مىآوردند ، و چوبى به معنى ربودن .