و حاميان او بشوند !
بازى بغچه گردانك
بغچه گردانك بازىاى بود كه عدهاى در حدود چهل پنجاه نفر در فضائى باز حلقهوار شانه به شانه نشسته ديده به ديده نفر مقابل ميدوختند و يك نفر به نام استاد در گرد حلقه به نظاره و نظارت ميپرداخت و در ابتدا چنانچه از نامش پيداست بغچهاى را كه در آن شال ، يا تكه لباسى بسته بودند استاد به دست يكنفر از جمع بازىكنان داده بازى به گردش درميآمد .
به اين صورت كه او بغچه را گرفته از جا برميخاست و از پشت جماعت كه همگى پشت به صحرا و روبروى هم نشسته بودند بناى دويدن ميگذاشت و بىخبر بغچه را پشت يكنفر از آن به روى زمين گذارده همچنان به دويدن ميپرداخت و در همين حالت بود كه بايد طرفى كه بغچه در پشتش به زمين نهاده شده مطلع شده برخيزد و بغچه را برداشته عمل بازيكن اولى را تكرار بكند الى آخر و براى دوندهى پيش از او بود كه به مجرد فهميدن حريف و برداشتن بقچه بجاى خويش بازگشته حواس خود جمع نهاده شدن بغچه داشته باشد و باخت اين بازى براى كسى بود كه بغچه در پشتش به زمين گذاشته شده ملتفت نشده باشد و جريمهى بىحواسى و باختش اينكه حريف بغچهگذار را به كول گرفته سه دور تا پنج دور و هرچند دور كه شرط شده باشد دور حلقهى جمع به دويدن بپردازد كه خود اين دويدن نيز وسيلهاى بود كه حريفان را مشغول داشته از توجه به بغچهء حريف بعدى منحرف نمايد ، چه با برد و باخت دو نفر بازى معطل نگرديده سايرين به كار خود ادامه ميدادند و چهبسا كه گاهى اين باختها به