كه اگر الك به خط جبهه و دفاع و منطقهى قرارداد نرسيده الك را حريفان با دست گرفته يا بغل زده مانع فرود آمدنش بشوند بودند دستهى غالب سوار دستهى مغلوب شده چند دور ، دور محوطه بتازانند و اين همان بازى بود كه از جهت تهور دسته پائين ( آنها كه الك بطرفشان پرتاب ميگرديد ) سر و چشم و بينىهائى كه معيوب و مجروح ميگرديد .
هر دستهء از اين بازىها را از چهار تا پنج نفر تشكيل ميدادند كه گاهى در چنين روزهائى كه اجتماع بازىكنان و بيكاران صحرائى زياد ميگرديد به ده بيست نفر ميرسيد كه يكىيكى بايد الك زده برد و باخت خود را محاسبه بكنند و در دستهء ناقص يكى يا دو نفر با گفتن ( يك يار هم به شكم من ) يك نفر به اسم يار به دستهى خود افزوده نفرات خود تكميل ميكردند .
بازى چلتوپ
بازى چلتوپ نيز نوعى بازى همانند الك و دولك بود كه بوسيلهء چوب به توپ زده ميشد و توپ آن نوع مخصوصى به اندازه نارنج و كوچكتر بود كه بر روى لاستيكى كه از گوشت رزين درشكه و كالسكه يا لاستيك روئى اتومبيل گرد كرده بودند محكم نخ پيچيده آن را مدور ساخته بودند و روى آن را مانند گليم بافته و گلچه زده كه توپهاى ( قنبلستيكى ) يا گلچهئيشان ميگفتند . شايد هم مأخذ كلمه قنبلستيك را از اين ريشه بدست آورده بودند كه قنبل را به چيزهاى گرد يا سرين و كفل يا قلنبه كه آن نيز به اشياء مدور اطلاق ميگرديد ميگفتند و لاستيك هم كه اسمش همراهش آمده بود و در اين مورد چيز قلنبهاى كه لاستيكى باشد شناخته قرارداد شده بود .
اما هرچه بود توپهاى بسيار عالى پرتحرك و سريع الانتقالى بود كه از به زمين زدن گاهى با ضرب دستهاى محكم تا كنگرهى خانههاى دو طبقه بالا ميجهيد و در چلتوپبازى كه چوب سرسنگين توپر همراه مچ و بازوان قوى به آن