تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 455

مساهمون:

ص٤٥٥
و اين مسيرى بود كه تا مدينه بيش از چهار ماه مدت گرفته يكى دو ماه را در حجاز بسر برده از همان راه بازگشت ميكردند . پس با اين حساب هرآينه حاجى از چنگ سنىهاى داخلى و خارجى و وهابىهاى حجازى و قطاع الطريق‌ها راه و بيراه و حراميان منازل و تشنگى و بيابان مرگى جان بدر برده مراجعت مينمود سفرش كمتر از يكسال به طول نميانجاميد و حوالى همان ماهى كه حركت كرده بود به وطن ميرسيد و شاهد طول مدت مسافرت مكه هم اينكه در رساله‌ها از جمله امور واجبه براى مسافر حج بعد از استطاعت‌هاى معلوم شده داشتن خرج يكسال گذران زن و بچه و افراد تحت تكفل بود كه بايد براى آنها منظور بشود . علامت مسافر حج نيز اول سر تراشيده و ريش‌بلند و سپس عرق‌چين سفيد و عمامهء شيرشكرى و شال شيرشكرى و قباى برك « * » و لباده‌ى كتان و نعلين زرد و انگشترى عقيق و عباى نجفى و تسبيح يشم و چوب زيتون بود كه مشخصه‌ى حاجى ميگرديد و مخصوصا شتر كه مركب و حامل بار و بنه‌شان باشد . اين مسافران را كسانشان ، حتى ناآشنايان براى كسب ثواب تا كهريزك كه سه فرسخى جنوب تهران بود بدرقه نموده در بازگشت نيز از قم استقبال و پيشواز ميكردند و گوسفندهاى متعددى كه در حركت و مراجعت جلو پا و راهشان كشته تصدق ميدادند و سور و وليمه و مهمانىهاى مفصل كه به نام ( حاجىپلو ) از طرف خود حاجى داده ميشد و چه داستانهاى تلخ و شيرين از اين سفر يك ساله كه تا آخر عمر تعريف ميكردند . اين سفر آخرين آرزوى هر فرد مسلمان كهن روزگار بعد از گرفتن زن و تهيه زندگى و دكان و خانه و به شوهر سپردن دختر و زن دادن پسر و زيارت حضرت معصومه ( س ) و امام رضا ( ع ) زيارت قبر حسين ( ع ) بود كه در تمام طول عمر به
هامش
*حاجت به قباى بركى داشتنت نيست * - درويش صفت باش و كلاه تَتَرى دار