تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 452

مساهمون:

ص٤٥٢
در پشت پنجره‌هاى آن براى حفاظت نسوان از چشم نامحرمان ، همراه هرگونه وسائل خواب و خوراك و قليان و پخت و پز كه در آن‌جا داده شده تشكيل يك اطاق چهار نفره‌ى كامل را ميداد . پس از اينها قافله‌هاى مخلوط از پياده و سواره و پيادگان سر و پابرهنه‌ى ( لنگى ) كه از اسباب سفر تنها لنگ قرمز كهنهء حمامى داشته عقب قافله‌ها و ديگر مسافران به راه افتاده از پس‌مانده‌ى آنان ارتزاق و از حمايت آنان امنيت ميگرفتند و لنگشان بالاپوشى بود كه روزها هنگام خواب جهت حفظ از ذباب به روى صورت ميكشيدند و شب زيراندازشان بود و در آفتاب بر سر و موقع آب‌تنى از آن بجاى قطيفه و در دست و روشوئى بجاى حوله و در گدائى از آن بجاى كيسه و در دزدى غذا و ميوه و سردرختى باغها به عوض توبره و در ستر عورت كه به صورت تن‌پوش از آن استفاده ميكردند . پس از لنگىها و متكديان و فرارىها و تحت تعقيب‌ها و دزدان و قاتلان و بدهكاران كه با حربه و چوب‌دستى و نان و آب مختصرى پياده از بيراهه‌ها و كوه و كمرها ، دور از انظار طى طريق ميكردند . اسباب و لوازم سفر نيز عبارت بود از لحاف و تشكچه و متكا يا بالشى براى هر مسافر غير از مسافرهاى لنگى و كترى و قورى چاى و كماجدان و باديه و قمقمهء آب و اسباب دود و دم ، از جمله قليان و چپق و وسائل ترياك و بالاپوش و زيرانداز و لباس و نان و غذاى هر منزل و مقدم بر همه آفتابه‌ى طهارت كه از لوازم اوليه بشمار ميآمد و حمل اين اثاثيه از آن جهت بود كه مسافر در طى راه گرفتارى فراهم كردنشان نداشته باشد ، چه در هيچ مسير ، از دور و نزديك نه مكان استراحتى بجز اطاق و خانه خراب‌هاى شهرها و دهات و كاروانسراهاى مخروبهء ميان راه محلى براى استراحت مسافر وجود داشت و نه وسايل قابل استفاده‌اى كه بتوانند رفع حاجت نمايند ، مگر در شهرهاى زيارتى مانند قم و مشهد كه زوارخانه‌هايشان ، آن هم به بدترين وجه ممكن و ناچارا مشكل‌گشا