تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥
سرعت‌ها رو به نقصان گذارده ، شوخى و خنده‌ها موقوف گشته هركس در عالم خود فرو رفته در مكالمات قناعت ورزيده در صدد راه چاره براى تسهيل راه و جلوگيرى از خستگى برميخاست و چوب و شاخه‌هاى درختان كه در معرض قطع و فنا قرار گرفته بجاى عصا به يارى رهسپران ميآمد تا به « سنگ يك مثقال ! » « 20 » ميرسيد و جاده‌ى « نعل‌شكن » آن‌كه بس ناهموار و سنگلاخ و از دشوارترين قسمت راه بود به پيش ميآمد . سنگ مثقال نشانه‌ى ميان راه فرحزاد و ينجه‌زار بود كه راه را سه‌چهارم مينمود و راهى كه بعدها در كنارش اشخاصى به طمع سوء استفاده از جمله شخصى بنام غلامحسين شيد با اظهار ارادت به امامزاده ! تا برايش جادهء اتومبيل درست كند در سر راه كه هنوز مسافران پول و نفس داشتند چادر و دفتر دستكى براى دريافت اعانه ترتيب داد و اگر هرگز براى امامزاده جاده نشد امّا براى او توانست در ظرف سه چهار سال خيمه خرگاهش از پول و نذور فراوان در حد ثروتى هنگفت گرد نموده در زمرهء دولتمندانش درآورد و همدستانش كه هريك به نسبت ارادتشان به امامزاده ! به نان و نوا برسند . بعد از سنگ مثقال ينجه‌زار به جلو ميآمد كه در قهوه‌خانه آن با شير گرم و چاى و غذائى سردستى مسافر خستگى در كرده رهسپر بقيهء راه ميگرديد و اگرچه از اينجا راه به نصفه آمده بود اما شايد در مقابل راه طولانى و جاده‌هاى استخوان خردكن تا امامزاده هنوز حركت شروع نشده بود ، مخصوصا قسمت « كتل خاكى » « 21 » كه واقعا درمانده‌كننده ميآمد ، تا آنكه چشمهء ( آب زندگانى ) « 22 » ظاهر
هامش
( 20 ) . تخته سنگ عظيمى در چپ جادهء نصفه‌ى راه بين فرحزاد و ينجه‌زار كه در سايه‌اش ميآرميدند و به مزاحه سنگ يك مثقالش ميگفتند . ( 21 ) . تكه راهى طولانى در فراز كوه . ( 22 ) . چشمه‌اى در سه چهار كيلومترى امامزاده كه چون بعد از آنهمه مرارت مسافر به آب ميرسيد -