تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤
دستوراتى كه تيغ زير دمش بگذارند . علف و ينجه پيشاپيش بكشد . در هرچند وقت قند و نبات و مثل آن به دهانش گذارد . بوته‌ى علف گزنه به آلتينش زده يا با آن مقعدش را بخراشند . اگر نر است عقب ماده و اگر ماده است عقب نرش بيندازند . زخم زبانهائى كه باعث خنده‌ى اطرافيان و نمك جراحت دل وامانده‌ها ميگرديد و خر بيچاره كه مورد خشم و غضب خرسوار قرار گرفته ، بغل گردن و زير شكم و اهليل و خايه و مقعدش از خار و خاشاك و سيخ و ميخ و نيش چاقو و شلاق و زنجير و چوب و غيره غرق خون و جراحت گرديده هرچه بيشتر بر لجبازى خود افزوده پا از پا جلو نميگذاشت تا آنجا كه يكسره خود را آسوده ساخته ، از پهلو به زمين افكنده خيال راكب و صاحب بار را راحت مينمود . بايد گفت كه اين الاغها هرگز مورد دستبرد قرار نميگرفتند و چون رها ميشدند هيچكس نميتوانست بر آنها چشم طمع اندازد ، الّا خيال سوء و نظر منافى عفت به ماده‌هاى آنها اندازد ، چه اگر راه ميسپرد مورد استفاده قرار داشت و راكبش آن را رها نمينمود و اگر ذله شده رهايش مينمود يا متعلق به مال‌دارهاى ( كيگا ) « 19 » ئى بود كه به طرف كيگا بازميگشت و اگر مربوط به فرحزادىها به فرحزاد مراجعت مينمود و به همين خاطر هم بود كه چون خركچى خيالش راحت و كرايه آنها را قبلا گرفته بود خر را به خرسوار سپرده برايش مشترى ديگر دست و پا مينمود .

سنگ مثقال - ينجه‌زار

پس از سى چهل قدم بعد از فرحزاد جاده سنگلاخ و خراب و غيرقابل عبور شده قلوه‌سنگها و تخته‌سنگهاى عظيم و سربالائى بىانتها جلو ميآمد و از همين هنگام بود كه كم‌كم آن جوش و خروش‌هاى ابتدا خاموش شده نفس‌ها به شماره افتاده
هامش
( 19 ) . قصبه‌اى در درّهء غربى امامزاده داود .